سيد صادق سجادى
140
تاريخ برمكيان ( فارسى )
پيش از مرگ ، فضل ربيع را كه از بىكفايتى او به تنگ آمده بود دستور داد تا فضل برمكى را با احترام تمام از عراق به خراسان بياورد و حكام شهرها را دستور داد از او پذيرايى كنند ؛ امّا وزير چندان تعلّل كرد كه خبر مرگ فضل برمكى دررسيد و هارون نيز اندكى بعد بمرد ؛ و به روايتى به دستور فضل ربيع ، پسر يحيى را در زندان مسموم كردند « 1 » . پيداست كه بيشتر اين روايات - اگر نه همه آنها - را بعدها ساختهاند تا از زشتى كار هارون بكاهند . بايد گفت اگر هارون پس از قتل جعفر پشيمان شده بود « 2 » ، با وجود آن نامهها كه يحيى به وى نوشت و آن شفاعتها كه در ميانه آمد و سخنانى كه ميان او و مادر جعفر رفت ، بايد برمكيان را رها مىكرد در حالى كه حتى ابراهيم بن عثمان بن نهيك را كه از جعفر و برامكه به نيكى ياد مىكرد و بر آنها مىگريست ، گرفت و كشت « 3 » ؛ و ابن مناذر شاعر را به سبب ستايشنامهاى كه براى برمكيان سروده بود تنبيه كرد و آزار رسانيد « 4 » و سخن دربارهء برامكه را به كلّى ممنوع گردانيد « 5 » ؛ و سرانجام ابقاء فضل و يحيى در زندان كه خلافت خود را از او داشت ، بزرگترين دليل بر عدم پشيمانى هارون است . 5 - ديگر برمكيان خاندان برمك از آن زمان كه در سوريه و سپس عراق در صحنهء تاريخ اسلام ظاهر شد ، روى به رشد نهاد و شاخههاى خود را در عرصههاى مختلف سياسى و اجتماعى و فرهنگى منتشر ساخت . امّا وجود و حضور بيشتر برمكيان در سايهء شهرت و قدرت يحيى و دو تن از فرزندانش - فضل و جعفر - كه محور بنيادين خاندان به شمار مىرفتند معنى مىيافت . زين سبب در وقايع و اخبار همان ايّام كه يحيى وزارت مىراند ، از برادران و ديگر فرزندان او ، با آنكه تنى چند از آنان حكومت و ولايت نيز داشتند و از منصبداران بزرگ به شمار مىرفتند ، چندان ياد نشده است . زوال هستهء اصلى خاندان و دشمنى خليفه و دولتمردان نورسيده با آنان نيز خود موجب پراكندگى و عزلتگزينى بازماندگانشان در شهرها و ولايات دور و نزديك شد و تا سالها پس از « نكبت برامكه » از غالب آنها نشانى نماند . با اين همه در لابلاى بعضى گزارشها و اشارات نويسندگان و
--> ( 1 ) . اخبار برمكيان ، برنى ، 129 ب ؛ مجمل التواريخ و القصص ، 348 . ( 2 ) . تاريخ آل برمك ، مجموعه شفر ، 50 - 54 . ( 3 ) . ابن اثير ، الكامل ، 6 / 186 - 187 . ( 4 ) . ابو الفرج ، اغانى ، 17 / 49 . ( 5 ) . اتليدى ، 148 .