سيد صادق سجادى

138

تاريخ برمكيان ( فارسى )

منصور توسط خالد برمكى آغاز شد و در عصر هارون شتاب بسيار يافت « 1 » . به همين دليل نخستين خللها نيز در ادارهء امور مالى و تمركز درآمدها در خزانه ، آنگاه تخصيص بودجه‌ها بر اساس هزينه‌ها ، از آنجا به ادارات و سازمانهاى مختلف دولت وارد گرديد « 2 » . از اين رو بررسى تحوّلات مالى و ادارى كه برمكيان و دست‌پروردگانشان در دولت خلفا ايجاد كردند حائز اهميت بسيار است . به هر حال گفته‌اند كه پس از « نكبت » ، فضل ربيع حاجب وزارت يافت و على بن يقطين ديوان خاتم را در دست گرفت و اين دو همراه با اسماعيل بن صبيح بر خليفه چيرگى يافتند « 3 » . فضل جانشين يحيى گويا از بيم سعايت ديگران در حق خود همواره نزد هارون مىنشست و كارها را رها كرده بود و سوء تدبيرش بر همه آشكار گرديده بود « 4 » . فضل بن مروان تصريح كرده كه درين ايّام كار بريد و اخبار - يكى از مهمترين اركان اقتدار دولت - به دست مسرور خادم افتاد و او نيز يكى از خادمان خويش را به نيابت بر آنجا گمارد . اما كارها چنان مختل شد كه چون هارون درگذشت چهار هزار گزارش بريد همچنان بر جاى مانده بود « 5 » . از آن سوى عصيان رافع بن ليث در خراسان « 6 » و برخى ناآراميهاى ديگر در شمال ايران ، شام و افريقاى شمالى همه نتيجهء بىتدبيرى دولتمردان پس از برمكيان ، خاصه ادارهء بريد در بىتوجهى به نشانه‌هاى بروز قيام و آشوب ، يا گزارشهاى نادرست و وجود عمّال تازه كار ناگاه بود . به هر حال برمكيان در طول مدت درازى كه رهبرى امور ادارى و سياسى كشور را در دست داشتند ، ديوانيانى ماهر و اديب و بليغ تربيت كردند كه بسيارى از آنها در صدر فهرست بلندبالاى ديوانيان و كاتبان نامور دولت خلفا قرار دارند . فضل بن سهل و حسن بن فضل كه پدرشان كارپرداز خانهء يحيى بود « 7 » ؛ سهل بن هارون و عمرو بن مسعده كه از بهترين ديوانيان ، و اديبانى بلندپايه به شمار مىرفتند « 8 » ؛ اسماعيل بن صبيح كه پس از « نكبت » به فضل ربيع پيوست و دواوين خراج و رسايل را در دست داشت « 9 » و

--> ( 1 ) . نيز نك Kenedy , 89 - 94 . . ( 2 ) . قس : گرديزى ، زين الاخبار ، 163 . ( 3 ) . مسعودى ، التنبيه ، 299 ؛ ابن طقطقى ، 210 - 211 . ( 4 ) . مسعودى ، همانجا ؛ جهشيارى ، 265 . ( 5 ) . جهشيارى ، 265 . ( 6 ) . گرديزى ، 163 . ( 7 ) . ابن خلكان ، 2 / 121 ، 4 / 41 . ( 8 ) . ابن النديم ، 136 ؛ خطيب ، 7 / 320 . ( 9 ) . جهشيارى ، 257 .