سيد صادق سجادى
101
تاريخ برمكيان ( فارسى )
كرده « 1 » و طى روايتى كه پيش از او در منابع ديده نمىشود آورده كه فضل بن يحيى از سوى هارون مأمور شد تا امام موسى بن جعفر ( ع ) را به قتل آورد . ولى فضل چنين نكرد و امام را به خانه خويش برد و به خدمتش برخاست . هارون ازين كار آگاه شد و سندى بن شاهك را گفت تا فضل را تازيانه زند و مردم را فرمود تا وى را به سبب سرپيچى از فرمان ، لعن و طعن كنند « 2 » . يكى از راويان اخبار برمكيان آورده كه على بن عيسى بن ماهان حاكم خراسان و دشمن سرسخت برمكيان هم نامهاى از يحيى برمكى به هارون نشان داد كه در آن يحيى بن عبد الله را بسيار ستوده بود . على بن عيسى به دنبال آن كوشيد به هارون بقبولاند كه برمكيان مىكوشند عبد الملك بن صالح را به خلافت بنشانند و بدين ترتيب خليفه را نسبت به آنها بددل گردانيد « 3 » . به رغم اين دسته از روايات ، گزارشهايى نيز در دست است كه نشان از معارضهء برمكيان علويان دارد « 4 » . مثلا گفتهاند كه عبد الله بن افطس را كه در واقعهء فخ اسير شده و نزد جعفر حبس بود و هارون گفته بود بر او سخت نگيرند ، جعفر در نوروز بكشت و سرش را به خليفه هديه كرد « 5 » . يا آوردهاند كه يحيى بن خالد ، نوادهء امام صادق ( ع ) ، على بن اسماعيل را با مال بفريفت تا بر ضد عمويش امام موسى بن جعفر ( ع ) جاسوسى كند و اخبار را به هارون رساند ؛ و همين كار موجب گرفتارى امام ( ع ) شد « 6 » . به روايت ديگر يحيى ، على بن اسماعيل را به خروج بر خليفه تشويق كرد و چون امام موسى او را از آن كار بازداشت ، يحيى حيلهاى كرد و به امام زهر خورانيد « 7 » . نيز وقتى ادريس بن عبد اللّه از واقعه جان به در برد و به مغرب رفت و اقتدارى يافت ، يحيى برمكى به هارون قول داد كه وى را سركوب كند . پس كسانى بدانجا فرستاد تا ادريس را زهر خوراندند و بكشتند « 8 » . داستان عجيب ديگرى كه ابو الفرج آورده حاكى از آن است كه جعفر برمكى بىاذن هارون ، عبد الله بن حسن بن على زيدى را كه در زندان بود و به خليفه دشنامها مىگفت
--> ( 1 ) . مقاتل ، 471 - 472 ؛ قس : ناطق بالحق ، 83 . ( 2 ) . همو ، همان ، 502 - 503 . ( 3 ) . تاريخ آل برمك ، مجموعه شفر ، 39 . ( 4 ) . حماد ، مصطفى ، ص 17 . ( 5 ) . ابن عتبه ، عمدة الطالب ، 315 . ( 6 ) . ابو الفرج ، مقاتل ، 500 - 504 ؛ مفيد ، الارشاد ، 2 / 237 - 237 . ( 7 ) . اربلى ، كشف الغمة 247 ؛ قس : ابن عتبه ، عمدة الطالب ، 315 . ( 8 ) . ابو الفرج ، همان ، 489 ؛ حميرى ، الروض المعطار ، 610 .