سيد صادق سجادى
102
تاريخ برمكيان ( فارسى )
گرفت و بكشت . هارون ازين عمل بسيار خشمناك شد و جعفر را بس شماتت كرد . بعدها كه مسرور را به قتل جعفر فرستاد گفت به وى يادآورى كند كه اين ، انتقام آن قتل است « 1 » . از آن سوى شيخ مفيد و برخى نويسندگان از نفرين امام رضا ( ع ) در حق جعفر بن يحيى ياد كرده و قتل و پارهپاره شدن پيكرش را نتيجهء آن نفرين دانسته ؛ و در جاى ديگر از پيشبينى امام رضا « نكبت » برمكيان را كه « اين بيچارگان نمىدانند كه هم امسال چه بر آنها خواهد گذشت » سخن گفته است « 2 » . مصطفى جواد دشمنى برمكيان با علويان و مخالفت ايشان با اسلام و بنى هاشم و طرفدارى از كفر و زندقه را علت اصلى زوال برمكيان دانسته و آورده كه چون هارون متوجه شد كه برمكيان او را به ناحق بر ضد علويان تحريك مىكردند آنها را برانداخت « 3 » . البته صحت اين گزارشها محل ترديد بسيار است . اگر به دستور يحيى ، ادريس بن عبد الله را كشتند ، چرا بنا به روايت مورخان ، بعدا كوششهاى بسيار كرد تا برادر او يحيى بن عبد الله را از جنگى كه به قتل او منجر مىگرديد باز دارد و براى وى امان گيرد « 4 » . آنگاه شگفتتر آنكه هارون با آن دشمنى و كينهاى كه نسبت به علويان نشان مىداد ، جعفر را به خاطر قتل عبد الله بن حسن كه دستگاه خلافت را به باد دشنام و تحقير گرفته بود ، چنين تنبيه كند . نيز شيخ مفيد كه آن روايات را در تقبيح برمكيان آورده ، جاى ديگر جعفر بن يحيى را در سلسله اسناد روايى خويش قرار داده « 5 » و در روايت ديگر از مهربانى فضل نسبت به امام موسى بن جعفر ( ع ) ، و تازيانهاى كه بدين سبب خورد سخن رانده است « 6 » . سرانجام دربارهء اين امام روايتى در دست است كه نشان مىدهد يحيى به علويان سخت احترام مىگذاشته امّا به سبب كينهء هارون اين گرايش را مخفى مىداشته و با حزم و احتياط بسيار درين باره رفتار مىكرده است . حتى اگر بعضى از داستانهايى را كه دربارهء ياريهاى علويان توسط او گفتهاند درست باشد بايد گفت برامكه نسبت به خاندان پيامبر اسلام ( ص ) ارادت و محبّت داشتهاند . به روايت محمّد برقى از محمّد بن غياث مهلّبى ، وقتى امام موسى بن جعفر ( ع ) را به
--> ( 1 ) . ابو الفرج ، همان ، 493 - 494 . ( 2 ) . الارشاد ، 2 / 257 - 258 ؛ جزايرى ، زهر الربيع ، 205 . ( 3 ) . « نكبة برامكه » ، ص 17 - 18 . ( 4 ) . نك بالاتر ، همين فصل . ( 5 ) . همان ، 2 / 277 . ( 6 ) . همان ، 2 / 240 - 241 .