سيد صادق سجادى
97
تاريخ برمكيان ( فارسى )
فصل چهارم برمكيان : دين و دانش 1 - برمكيان و اعتقادات دينى بخشى از اتهاماتى كه به برمكيان وارد شده ، ناظر بر اعتقادات بنيادين دينى آنهاست كه منشأ طعنها و خردهها و كنايهها به اين خاندان گرديده است . در آن روزگار كه بر اثر ارتباط جهان اسلام با ميراث فرهنگى ديگر اقوام ، يا انتقال عقايد و انديشههاى اقوام نومسلمان به قلمرو اسلاميان و بروز مسائل نوين اعتقادى ، مجادلات دينى و فرقهاى به تدريج اوج مىگرفت ، مردم به تفحّص در افكار و عقايد و كردارهاى يكديگر پرداختند و هركس ديگرى را به سادگى به كفر و زندقه و بددينى و بىاعتقادى به اسلام متهم مىكرد . برمكيان هم در گرماگرم بازار تكفير از اين اتهامات مصون نماندند . خاصه كه پدرانشان به معبد نوبهار منسوب بودند ، و چنان كه خواهيم ديد خود نيز با شعوبيان روابط نزديك داشتند و اين خود بهانه و مضمون مناسبى به دست مخالفان و رقيبان سياسى و خاندانى ايشان مىداد . برمكيان خود بعضى ازين اتهامها و طعنها را مىشنيدند و مىدانستند . بدين سبب وقتى فضل در ايام حكومتش بر خراسان ، به بلخ رفت ، علماى آن ديار را بر دروازهء نوبهار گرد آورد و گفت چون مشهور است كه نوبهار ، قبلهء مغان ، را نياى من ساخته مىخواهم ازين ننگ بيرون آيم « 1 » . زان پس قسمتى از نوبهار را ويران كرد و به جاى آن مسجدى برآورد « 2 » . آخر شاعرى كه ابن قتيبه او را اصمعى دانسته در ابياتى آورده بود كه :
--> ( 1 ) . بلخى ، فضايل بلخ ، ص 20 . ( 2 ) . ابن خلكان ، 4 / 29 ؛ جهشيارى ، ص 191 .