سيد صادق سجادى

98

تاريخ برمكيان ( فارسى )

اذا ذكر الشّرك فى المجلس * انارت وجوه بنى برمك و ان تليت عندهم آية * اتوا بالحديث عن مزدك « وقتى در انجمن سخن از خدا انبازى مىرود سيماى برمكيان مىشكفد ؛ و چون نزد ايشان آيتى از قرآن بخوانند آنان از مزدك سخن مىگويند « 1 » » . در داستان جانشينى هادى و پافشارى يحيى بر ولايتعهدى هارون هم گفته‌اند كه يحيى از سوى خليفه متهم به كفر و بددينى شده بود « 2 » . شاعر ديگرى گفته كه : « انّ الفراغ دعانى الى ابتناء المساجد * و انّ رأيى فيها كرأى يحيى بن خالد آسايش و فرصت فرا به بناى مساجد فرا خوانده ، و الّا عقيده‌ام دربارهء مساجد همچون يحيى بن خالد است » . چون جعفر برمكى به قتل رسيد ، شاعرى برمكيان را نامسلمان و آبادكنندهء نوبهار خواند و يحيى را ساحر و كافر ناميد و طعنه زد كه چرا با اين وجود ، قتل جعفر را پيش‌بينى نكرده است : اوحش النوبهار من بعد جعفر * و لقد كان بالبرامك يعمر قل ليحيى اين الكهانة و السّحر * و اين النّجوم عن قتل جعفر « 3 » نوبهار پس از جعفر بىكس و تنها شد ؛ نوبهارى كه به خواست برمكيان آباد شده بود . يحيى را بگو كهانت و جادويت كجا شد و ستارگان چرا خبر از قتل جعفر ندادند ؟ بعضى از نويسندگان نيز از اتهام برامكه - جز محمد بن خالد بن برمك - به زندقه ياد كرده‌اند « 4 » . نويسندهء كتاب البدء و التاريخ « 5 » آورده كه برمكيان زنديق مىخواستند خلافت را به عثمان بن نهيك فاسق دهند « 6 » ! بعضى از نويسندگان حتى اين پيشنهاد يحيى را كه گفته بود در خانهء كعبه عود بسوزانند - اگر درست باشد - نيز بدينگونه تأويل كرده‌اند كه او مىخواسته كعبه را به

--> ( 1 ) . جاحظ ، البيان ، 2 / 150 ؛ ابن قتيبه ، معارف ، 382 ، همو ، عيون ، 1 / 51 ؛ قس : حمزه اصفهانى ، ص 41 كه به جاى مزدك ، مردوك آورده است . ( 2 ) . طبرى ، 8 / 208 . ( 3 ) . ياقوت ، بلدان ، 4 / 819 . ( 4 ) . ابن قتيبه ، المعارف ، 382 ؛ ابن النديم ، ص 401 ؛ نيز نك پائين‌تر دربارهء روابط برمكيان و شعوبيان . ( 5 ) . ج 6 / 104 ؛ قس : جواد « نكبة برامكه » ، ص 17 - 18 . ( 6 ) . قس : ابن كثير ، 1 / 189 ؛ دميرى ، حياة الحيوان ، 2 / 112 .