خورشاه بن قباد الحسينى

59

تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )

غايت غرور از شرايط حزم و احتياط غافل مانده حسن و قبح ميدان جنگ را اصلا ملاحظه و مشاهده نفرمود . هرچند امرا عرضه داشتند كه ما را در اين مكان صرفهء جنگ نيست ، نجم قبول نكرد و با خانان آن ديار در همان پاى حصار مقاتله نمود . ميرزا بابر چون از حركات ناصواب نجم بيك آزار بسيار در خاطر داشت ، در كار حرب چندان سعى نفرمود و به حدود ولايت خود توجّه [ نمود ] « 1 » . عاقبت شكست بر لشكر نجم افتاده مردم بسيار در آن معركه از امرا و سردار [ ان ] « 2 » كشته شدند . نجم بيك را [ 44 ] دستگير كرده نزد عبيد [ خان ] بردند و شعلهء حياتش را به تيغ آبدار فرو نشانيدند « 3 » و غنايم بىشمار به دست ازبكان افتاد و خلق بسيار از قزلباشان هنگام فرار در آب آمويه تلف شدند . اين واقعه در رمضان سنهء ثمان عشر و تسعمايه [ 918 ] واقع شد . چون به طمع مملكت « 4 » ، خانان ازبك را فتحى چنين روى نمود ، تمر سلطان و عبيد خان به طمع مملكت خراسان ايلغار كرده از جيحون بگذشتند . ابدال بيك دده كه صاحب الكاى مرو بود ، بىاستعمال سيف و سنان روى « 5 » از ميدان آن جماعت برتافته « 6 » فرار اختيار كرد و خانان ازبك چون متوجّه هرات شدند ، حسين بيك لله نيز هرات را گذاشته به طرف سيستان گريخت . تمر سلطان و عبيد خان به هرات آمدند . تيمور سلطان در دار السلطنهء هرات رحل اقامت افكند و عبيد اللّه خان به مشهد مقدّس شتافته آن ولايت را متصرّف شد و ازبكان ديگربار رايت استقلال در ديار خراسان برافراختند . شعر چو بر خيل ايران ظفر يافتند * به سوى خراسان عنان تافتند ز جوش « 7 » هژبران فولادپوش * دگرباره آمد خراسان به جوش

--> ( 1 ) . ب : ندارد . ( 2 ) . ب . ت : سردار . ( 3 ) . جواهر الاخبار ، ص 35 : « ميرزا بابر اردو را غارت كرد و گريخت و بيرام بيك به قتل آمد و زين العابدين ميرزا صفوى به قتل آمد . در اندك زمانى شكست به قزلباش رسيد و فرار نمودند و مير نجم هفت تير خورده بود . تير هفتم بر حلقش زدند در غلتيد » . ( 4 ) . ت : « به طمع مملكت » ندارد . ( 5 ) . ب : مكرر . ( 6 ) . ب : برتافتند . ( 7 ) . ب : جوشن .