خورشاه بن قباد الحسينى

36

تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )

غنايم بىشمار گرفتند و ايالت و حكومت عراق عرب را به خادم بيك امير ديوان شفقّت نمودند و او را خليفة الخلفا لقب دادند و عالى جناب سيادت مآب محمد كمونه « 1 » را كه از كبّار سادات و نقباى عراق عرب بود « 2 » و باريك سلطان او را در چاهى بند كرده بود از قيد خلاص كرده به تربيت و نوازش سرافراز ساختند و توليت نجف اشرف و حكومت بعضى ولايت را با طبل و علم به دو ارزانى داشتند . و چون بغداد با تمامى بلاد عراق عرب در حوزهء تسخير و حيطهء تصرّف بندگان عالم پناه درآمد و بىمحاربه و جنگ ، چنگ در دامن دولت زده با عروس ملك دست در آغوش كرد ، در رعايت رعيّت و دفع ظلمه و رفع رسوم بدعت نهايت سعى مبذول داشت و بعد از آن به مشاهد مقدّسهء حضرات ائمّهء معصومين - صلوات اللّه عليهم - توجّه نموده به شرف زيارت حضرت سرور اوليا ، امير المؤمنين و امام المتّقين على بن ابى طالب « 3 » و ساير ائمّهء هدى و شهدا كه در آن ارض مقدّس آسوده‌اند مشرّف گشت و سادات و علما و متولّيان و خادمان عتبات عاليات را به افاضهء خيرات و ادرارات نوازش فرموده در تعمير عتبات جنّت آيات نهايت سعى به ظهور رسانيد « 4 » و جهت زينت و ترويج مشاهد عليّه قناديل طلا و نقره و فرشهاى لايق و صناديق عاليه و تعيين حفّاظ و مؤذّنان خوش‌آواز و خدّام پاكيزه سيرت ترتيب داد و از براى ترويج و تنسيق مهام « 5 » آنجا بعضى از محال عراق عرب را بر آن آستانه‌هاى منوّر مطهّر ، مسلّم داشت و به حفر نهرى عظيم فرمان داد كه از رود فرات به نجف امير المؤمنين على مرتضى - عليه التحيّه و الثنا - آب برند بعد از چندگاه قاضى جهان كه از غايت اشتهار از تعريف مستغنى است به معمارى آن امر مأمور شد و الحالة هذه « 6 » نهر مذكور در آن ارض مقدّس جارى است و ساكنان آنجا از آن نهر به غايت منتفع‌اند . و ديگر در آن اوان فرمان واجب الاذعان به نفاذ پيوست كه گنبد حنيفهء كوفى كه امام و پيشواى سنّيان است از بنياد بركنند و قبرش را شكافته استخوانهاى او را بيرون آورند و بسوزند . اهل آن ديار به موجب فرمان ، به قلع و هدم آن عمارت

--> ( 1 ) . ت : مكونه . ( 2 ) . ت : كه از كبار نقباى سادات عراق عرب بود . ( 3 ) . ب : على ابى طالب . ( 4 ) . ب : رسانند . ( 5 ) . ت : مهمام . ( 6 ) . ت : الحال نيز .