خورشاه بن قباد الحسينى
37
تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )
دست برآورده در يك روز گنبد آن چنان را با زمين برابر ساختند و موضع قبر را قريب ده زرع به زمين فرو برده چاه بالوعه طرح انداختند . فى الواقع در چنان زمانى حضرت شاه دين پرور با وجود استيلاى سنّيان [ 28 ] در ترويج و رونق مذهب حقّ ائمّهء اثنا عشر - عليهم السلام - « 1 » يد بيضا به ظهور رسانيد . اميد كه دولت دودمان سعادت فرجامش تا قيام قيامت ممتد و ظل رايت نصرت انجامش بر فرق فقراى آل محمد مخلّد باد . شعر چو از دولتش دين بود استوار * سزد گر بماند چو دين برقرار بالجمله ، حضرت شاه عدل گستر چون از ضبط و نسق عراق عرب فارغ گشت ، عنان يكران را به جانب شوشتر معطوف گردانيد و چند روز در آن خطّه توقّف فرمود . بعد از آن از راه كوه كيلويه به طرف شيراز رفت و در اين يورش ، منصب امير الامرايى و رتق و فتق جميع مهمّات ممالك محروسه بر شيخ نجم گيلانى مقرّر شد و مهر او را در ديوان بر بالاى مهر جميع امرا زدند . آن جناب دست تركان را بر چوب عجز بسته مدار كار را بر حساب نهاد ، و موكب همايونى در اوايل شهور سنهء خمس عشر و تسعمايه [ 915 ] از شيراز متوجّه عراق عجم شد و قاضى محمد كاشى كه منصب امارت را با صدارت جمع كرده بود و دست تعدّى برآورده به سفك دما و اخذ اموال مسلمانان و انواع فسق و فجور اقدام مىنمود و حكومت يزد و كاشان و شيراز به دو رجوع بود ، در اين وقت به سوء اعمال خود گرفتار شده در ماه صفر سنهء مذكور حسب الفرمان قضا جريان به قتل رسيد و ابدال بيك دده كه صاحب الكاى قزوين و ساوه و ساوخ بلاغ و خوار و رى بود ، از امارت عزل شده جاى او را به زينل خان « 2 » شاملو شفقّت فرمودند . و هم در اين سال ، صدارت بلامشاركت به عالى جناب سيادت و افادت پناه ، ميرسيّد شريف شيرازى قرار يافت و وزارت به امير يار احمد خوزانى « 3 » اصفهانى مقرّر شد و استيفا به مولانا شمس اصفهانى تفويض گشت و اردوى اعلى از عراق به
--> ( 1 ) . ت : عليهم الصلات . ( 2 ) . ت : بيك . ( 3 ) . ب : قوزانى .