خورشاه بن قباد الحسينى

31

تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )

نشسته‌اند و اموال و اسباب فراوان دارند و چون ( در آن اوقات كه حضرت پادشاه عاليشأن به محاصرهء يزد اشتغال داشت ، امير كمال الدين حسين طبسى كه صدر سلطان حسين ميرزا بود از دار السلطنهء هرات به عتبهء جلالت مناط رسيده بود و به وسيلهء امراى عظام شرف « 1 » بساط بوسى دريافته مكتوب و پيشكشى كه آورده بود معروض گردانيد . و چون در آن كتابت تعظيم حضرت پادشاه مشرق و مغرب به عبارتى مناسب سمت تحرير نيافته بود و ايضا تحف و تبرّكات قابل خدّام پايهء سرير سلطنت مصير ننمود ، امير كمال الدين حسين منظور نظر التفات پادشاهانه نگشت و خاطر مبارك حضرت شاه گيتى پناه از آن رهگذر مكدّر شده اسباب ويرانى طبس دست به هم داد و در آن ايّام عبدى بيك تواچى را با فوجى از جنود قيامت شكوه از براى تسخير ابرقوه روان ساخته خود « 2 » در اوايل شهر شعبان سنهء عشر و تسعمايه [ 910 ] به سعادت و كامكارى « 3 » از دار العبادهء يزد ايلغار فرموده بعد از چهار پنج روز بر ظاهر طبس نزول نمود ) « 4 » چون اعراب از توجّه شاه عالم مدار « 5 » خبردار شده فرار نموده بودند آتش خشم شاهانه ملتهب شده مصدوقه « إِنَّ الْمُلُوكَ إِذا دَخَلُوا قَرْيَةً أَفْسَدُوها » « 6 » وضوحى تمام يافت و عساكر گردون ستيز دست به غارت و خونريز برآورده تيغ انتقام به خاص و عام آن شهر نهادند و از مراسم قتل و تاراج دقيقه‌اى نامرعى نگذاشتند . به روايت اشهر هفت هزار كس در طبس كشته بودند « 7 » . چون آوازهء اين قتل در ولايت خراسان شايع گشت ، ساكنان آن بلاد و ديار در قلق و اضطراب افتادند و بعد از يك هفته حضرت شاه عالميان از آن حركت پشيمان شده ميربكر عرب را كه باعث آن يورش شده بود گرفته چهارصد داغ بر سينه و شكمش [ 24 ] نهاد و از آن ديار مراجعت فرمود . در اثناى معاودت بعضى از امرا را بر سر لكوران كه در آن بيابان مقام داشتند نامزد كرد . امرا به موجب فرمان ايلغار كرده

--> ( 1 ) . ب : به شرف . ( 2 ) . ب : خود را . ( 3 ) . ب : كامكار . ( 4 ) . مطالب بين هلالين ( ) از حبيب السير ، ج 4 ، ص 480 نقل شده است ( 5 ) . عالم‌دار . ( 6 ) . نمل ( 27 ) ، آيهء 34 . ( 7 ) . جهان آرا ، ص 269 : « در چهارشنبه دوم شعبان آنجا را قتل كرده ، هفت هشت هزار كس از تيغ گذرانيدند » . و نيز رك : لبّ التواريخ ، ص 246 .