خورشاه بن قباد الحسينى
21
تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )
شعر شد از كثرت و ازدحام سپاه * در آن ناحيت قحط آب و گياه لشكر حضرت شاه دينپناه در آن سال زياده از دوازده هزار نبود ، با وجود قلّت سپاه از كثرت دشمنان انديشه ناكرده بر سر او روان شد . بعد از طى مراحل و منازل ، در حدود همدان روز دوشنبه بيست و چهارم ذى حجّه سنهء ثمان و تسعمايه [ 908 ] تقارب فئتين و التقاى فريقين « 1 » دست به هم داده آتش قتال و جدال به اشتعال « 2 » درآمد . حضرت شاه « 3 » عالممدار در آن حال از روى مسكنت و افتقار به حضرت آفريدگار - تعالى شأنه و عظم برهانه - التجا برده از بواطن قدسى مواطن سيّد انام و ائمهء اثنا عشر - عليه و عليهما التحيّه و السلام - استعانت نموده با سپاهى كه چون اجل موعود از هيچ چيز رونگردانند و مانند قضاى مبرم به هيچ وجه برگشتن ندانند بر آن گروه انبوه حمله كرد . از جانب مخالفان ، اسلمس بيك كه به شجاعت و بسالت موصوف و به تهوّر و دليرى معروف بود ، با سپاه خويش حمله آورده و دست راست لشكر حضرت شاه را از جاى برداشت . چون فرخشاد بيك را با اسلمس بيك عداوت قديم بود ، در آن حال نگذاشت كه كسى به معاونت او رود ، مبادا كه « 4 » اين فتح به نام او شود . عساكر ظفرقرين ، اسلمس بيك را به ميان گرفته تيغ كين بر وى نهادند و در يك لمحه خاك ميدان را از خون ايشان گل ساختند . سپاه تركمان چون آن صورت را مشاهده نمودند وهم و هراس بر باطنشان استيلا يافته ديدند هر « 5 » مقدّمهاى كه ترتيب داده بودند نقيض مطلوب نتيجه داد و هر قضيهاى كه تصوّر نموده بودند منعكس گشت . شعر برداشتند دل ز اميدى كه داشتند * بر ، برنداشتند ز تخمى كه كاشتند لشكرى با آن « 6 » كثرت سوار و بسيارى يراق و استعداد ، از گروه اندك منهزم شده دست اضطرار به دامن فرار آويخته « كَأَنَّهُمْ جَرادٌ مُنْتَشِرٌ » « 7 » متفرّق و پراكنده شدند .
--> ( 1 ) . ت : فرقيتن . ( 2 ) . ب : اشتغال . ( 3 ) . ت : شاه پناه . ( 4 ) . ت : كه مبادا كه . ( 5 ) . ت : كه هر . ( 6 ) . ب : به آن . ( 7 ) . ب و ت : كالجراد المنتشر . قمر ( 54 ) ، آيهء 7 .