خورشاه بن قباد الحسينى

9

تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )

اجازهء انصراف ارزانى داشت و رايات نصرت نشان شاه وافراحسان ، از آن منزل روان شد و چون پرتو وصول بر منزل اخساباد « 1 » انداخت ، حاكمش كه از كمال الطاف خسرو سليمان‌وش « 2 » خبر يافته بود قدم از سر ساخته و آن را سرمايهء سعادت دارين شناخته به درگاه عالم پناه شتافت و بعد از ادراك زمين‌بوسى زبان به اعتذار و استغفار برگشاده مبلغى كثير پيشكش و نثار فرمود و منظور نظر عاطفت و احسان گشته حسب الفرموده متوجّه قلعهء خود شد ) « 3 » و اردوى همايون از آن منزل كوچ كرده علم ظفر پيكر « 4 » به صوب شروان مستعلى گشت و ( فرمان همايون به نفاذ پيوست كه بيرام بيك قرامانى با فوجى از مردم تكلو و زمره‌اى از طايفهء ذو القدرلو پيشتر از موكب همايون به كنار آب كر شتافته از معبر مناسب عبور نمايد و در آن جانب آب غازيان را به محافظت آن معبر مأمور گرداند تا شروانيان نتوانند كه لشكر دريا اثر را از عبور مانع آيند . بيرام بيك بر حسب فرمان واجب الاذعان بدان جانب روان شده بعد از وصول به كنار آب ، هرچند در بحر تفكّر شناورى نمود ، ابواب ركوب بر سفينهء مقصود بر رويش نگشود و در همان كنار فرود آمده منتظر موكب كواكب مواكب بود كه ناگاه حضرت [ 8 ] شاه دين پناه كه مؤيّد من عند اللّه بود با سپاه ظفر دستگاه رسيد و چون بر تحيّر و بيچارگى بيرام بيك اطّلاع حاصل كرد سمند خوشخرام ماهى اندام را قدمى چند به طرف بالاى « 5 » آب رانده آنگاه عنان يكران را به بحر عميق انعطاف داده بىمدد كشتى از آن رود هولناك به هدايت بخت بلند بگذشت . عساكر چون آن حالت را مشاهده نمودند ، چون بحر در جوش و چون رعد در خروش آمده مجموع در ضمان صحّت و عافيت عبور نمودند و از آنجا متوجّه شروان شدند ) « 6 » . شعر به آهنگ كين شاه خورشيد راى * بجنبيد و گردون درآمد « 7 » ز جاى

--> ( 1 ) . حبيب السير ، ج 4 ، ص 454 : حسن آباد . ( 2 ) . ب : ورش . ( 3 ) . مطالب بين هلالين ( ) از حبيب السير ، ج 4 ، ص 454 نقل شده است . ( 4 ) . ب : پيك . ( 5 ) . ب و ت : بالا آب . ( 6 ) . مطالب بين هلالين ( ) از حبيب السير ، ج 4 ، ص 455 نقل شده است . ( 7 ) . ت : برآمد .