خورشاه بن قباد الحسينى
8
تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )
متوجّه مملكت شروان شد ) « 1 » . در حبيب السير مسطور است كه ، چون اردوى همايون به عزم تسخير شروان از ديار آذربايجان « 2 » ( كوچ فرمود و بعد از وصول اعلام نصرت قرين به منزل پاسين « 3 » رأى اصابت آيين چنان اقتضا فرمود كه خلفا بيك با فوجى از عساكر كوه تمكين ، عنان يكران به صوب گرجستان منعطف گردانند و كفّار آن ديار را از سرچشمهء شمشير خونبار جرعهء هلاك چشانند . خلفا [ 7 ] بيك بر حسب فرمان واجب الاذعان بدان ديار ايلغار كرده مراسم جهاد به جاى آورده جمعى كثير از اهل ضلال را در ميدان قتال از پاى درآورده غنيمت فراوان گرفته بر طبق دلخواه به پايهء سرير پادشاه عاليجاه رسيد . آن حضرت او را نوازش نموده كرايم غنايم كه آورده بود به عساكر منصور تقسيم فرمود . و هم در آن « 4 » ايّام ، الياس بيك ايغود اغلى « 5 » را به فتح قلعهء منتش « 6 » ارسال داشت و امير الياس با زمرهاى از سپاه بى هراس متوجّه آن حصار سپهر اساس شد « 7 » . منتش بعد از اطّلاع بر توجّه جنود ظفر ورود ، حصار را به جمعى از متعلّقان خويش سپرده خود به طرفى از اطراف بيرون رفت . و چون سپاه ظفر قرين به حوالى آن حصن حصين رسيدند ، ساكنان حصار را پاى ثبات و قرار از جاى رفته فرياد « ما لا طاقَةَ لَنا » « 8 » بركشيدند و با تيغ و كفن به اردوى الياس بيك شتافته و لطف او را شفيع جرايم خويش گردانيدند ، و آن جناب قلعه را متصرّف گشته ابواب عفو بر روى متوطّنان آن مكان بگشاد و كلانتران ايشان را به آستان اقبال آشيان پادشاه عالميان فرستاد و آن حضرت به نظر عاطفت در آن جماعت نگريسته قامت قابليّت ايشان را به خلع فاخره بياراست و ضبط قلعهء منتش را به دستور سابق بديشان رجوع نموده
--> ( 1 ) . مطالب بين هلالين ( ) از لبّ التواريخ ، صص 41 - 240 نقل شده است . ( 2 ) . ب : آذرنجان . ( 3 ) . پاسين : موضعى است در نزديكى شروان . ( لغت نامه ) ( 4 ) . ب : ندارد . ( 5 ) . ب : بغوراغلى . جواهر الاخبار ص 24 ، عالم آراى عباسى ، ج 1 ص 50 ، ص 24 : « ايغوت اغلى » ؛ حبيب السير ، ج 4 ، ص 254 : « ايغور اغلى » ، فتوحات شاهى ، برگ 207 ب : « ايغود اوغلى » . ( 6 ) . ب : منقش . ( 7 ) . ت : شده . ( 8 ) . بقره ( 2 ) آيهء 286 .