خورشاه بن قباد الحسينى

343

تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )

دار الملك او بوده است كه همان طوايف كه راهزنى كردندى و مخالفان بودندى محافظان و حارسان راه‌هاى شدند و رشته‌تابى از غريبى و مسافرى گم نشد و پاى نداد و اين چنين امن و يا بر اين حد امن كه در عهد او معاينه گشته در هيچ عهدى و عصرى معاينه نگشته است . و هفتم عجب كه عجب‌ترين عجايب است راست ايستادن و راست فروختن و به نرخ سلطانى فروختن بازاريان بوده است كه راست ايستانيدن بازاريان مشكل مشكل است و هيچ پادشاهى را چنانچه بايد و شايد دست نداده است و اين عجب در عصر علائى مشاهده شد كه بازاريان را در سوراخ موش درآوردند و فرمان‌بردار و راست‌كار ساختند . و هشتم عجب در عهد علائى بسيارى عمارت و استحكام عمارت از مسجد و مناره در حصارها و كاوانيدن حوض مشاهده و معاينه شد كدام پادشاه را ميسّر شده است و يا خواهد شد كه هفتاد هزار محترفه عمارت چنانچه در كارخانهء علائى جمع شده بود كه در دو سه روز قصرى عمارت مىشد و در دو سه هفته حصارى بر مىآمد . و نهم اعجوبه كه در ده سال آخر عهد علائى مشاهده شده آن است كه دلهاى اغلب و اكثر مسلمانان به امداد و راستى و ديانت و انصاف و پرهيزگارى ميل كرده بود و صدق معاملات در ميان مردمان ظاهر شده و در هندوان انقياد و اطاعت عام روى نموده و مثل آن در هيچ عهدى و عصرى نديده‌اند و نمىبينند . و دهم اعجب العجايب كه بىاراده و اهتمام سلطان علاء الدين در تمامى عصر او عالميان را معاينه و مشاهده شد ، اجتماع بزرگان هر قومى و استادان هر علمى و ماهران هر هنرى بوده است و تختگاه دهلى از وجود آن چنان بىنظيران و مستثنايان سواد اعظم گشته و دار الملك دهلى رشك بغداد و غيرت مصر و همسر قسطنطنيه و موازى بيت المقدّس شده ، چنان كه از مشايخ عصر علائى سجاده شيخى كه نيابت پيغامبرى است به شيخ الاسلام نظام الدين و شيخ الاسلام علاء الدين و شيخ الاسلام ركن الدين آراسته بود كه جهانى از انفاس متبرّك ايشان منوّر مىشد و عالمى دست