خورشاه بن قباد الحسينى
7
تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )
فرمود و بعد از وصول به آن مقام محمود از ارواح مقدّس آباى كرام و اجداد ذوى الاحترام خود استمداد نمود ( چون در آن اوان على بيك چاكرلو بر اردبيل مستولى بود و ميرزا محمد تالش با وى در طريق هواخواهى سلوك مىفرمود ، به سبب آن دو سردار و لشكر بسيار ، حضرت شاه كامكار اقامت در آن ديار مناسب نديد ، لاجرم « 1 » آن حضرت عزم سفر جزم كرد و در خلوتى با زمرهاى از اهل اختصاص ، مانند عبدى بيك شاملو كه تواچى بود و حسين بيك لله و خليفة الخلفا و غير ايشان از اعيان امرا قرعهء مشورت در ميان انداخت و فرمود چون به سبب وفور سپاه و استعداد اهل خلاف و عناد توقّف در اين ولايت از رعايت طريقهء حزم دور است آيا روى توجّه به كدام جانب آوريم كه منتج حصول مقصود باشد . امراى عظام بنابر آنكه در آن هنگام از غازيان جلادت اثر زياده از سيصد نفر در موكب « 2 » همايون حاضر نبودند ، عرضه داشتند كه مصلحت وقت در آن است كه نخست مسرعان به اطراف ولايات عراق و آذربايجان فرستيم تا جار به ارباب ارادت و مريدان با سعادت رسانند كه يراق جهاد نموده به ميعاد مقرّر در اردوى ظفر اثر مجتمع گردند ، آنگاه به استظهار تمام روى به غزو اصحاب ظلم و ظلام آوريم . اين سخن قبول طبع همگان افتاده به موجب فرمان اشرف اعلى جارچيان جهت احضار غازيان به اطراف ممالك فرستادند و حضرت شاه عالميان بعد از شش ماه كه در اردبيل اقامت فرموده بود به صوب قراداغ و گوگجه دنگيز « 3 » روان شد ) « 4 » ( و در آن ديار از طوايف مريدان و معتقدان صوفيهء قديم قريب هفت هزار كس از استاجلو و شاملو و تكلو و ورساق و روملو و ذوالقدر و افشار و قاجار و قراداغيان « 5 » و غيرهم در ظل رايت همايون مجتمع شدند . چون حضرت شاه دين پناه به وفور جنود ظفر ورود مستظهر گشت در اوايل شهور سنهء ست و تسعمايه [ 906 ] به سعادت و اقبال
--> ( 1 ) . ب : لازم . ( 2 ) . ب : مركب . ( 3 ) . گوگچه دنگيز گوگچه تنگيز : ( درياچهء نيلگون ) درياچهاى بوده است با آب شيرين در ارمنستان ( ظفرنامهء يزدى ، ج 1 ص 3 ؛ جغرافياى تاريخى سرزمينهاى خلافت شرقى ، ص 197 ) . ( 4 ) . مطالب بين هلالين ( ) از حبيب السير ، ج 4 ، صص 9 - 448 نقل شده است . ( 5 ) . لبّ التواريخ ، ص 241 : « قراچه داغيان » .