خورشاه بن قباد الحسينى
327
تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )
عمان به بندر مصطفىآباد ( رابول كوه ) رسانيد و از آنجا به بيجاپور رفت سپس در گلبرگه ( احسنآباد ) رحل اقامت افكند . شاه اسماعيل چون از فرار شاه طاهر مطلع شد چند سوار بر سبيل ايلغار فرستاد تا وى را گرفته و برگردانند ، اما تا رسيدن سواران ، شاه طاهر به هند رسيده و اين قطعه را براى شاه اسماعيل فرستاد : شاها ز خانه از پى ايذاى شاعران * بيرون ميا كه شهرهء ايّام مىشوى ما هجو مىكنيم و تو ايذا چه فايده * ما كشته مىشويم و تو بد نام مىشوى ( تحفهء سامى ، ص 382 ) اگر چه بعد از مدتى شاه اسماعيل به حسد حاسدان پى برد و از عمل خود پشيمان شده در صدد جبران بود ، اما اجل مهلت نداد ( تاريخ فرشته ، ج 2 ، ص 112 ) . شاه طاهر پس از زيارت خانه خدا و عتبات عاليات به قصبه پرنده رفت و مورد استقبال خواجه جهان حاكم آنجا قرار گرفت . در همين جا بود كه مولانا پير محمد شيروانى ، استاد برهان شاه كه به رسم رسالت به نزد خواجه جهان آمده بود ، با شاه طاهر آشنا شد و مدت يك سال و نيم در خدمت وى به تحصيل علوم و خواندن مجسطى مشغول شد و در بازگشت ، برهان شاه را از فضايل شاه طاهر مطلع ساخت و گفت : « آنچه بر اين بنده ظاهر گشته اين است كه امروز در علوم ظاهرى و باطنى و معرفت حقايق يقينى آن عارف ربانى را در خراسان و عراق ، بل در جميع آفاق همتا و ثانى نيست » . ( برهان مآثر ، ص 256 ) . « برهان شاه كه شوق ديدار شاه طاهر را داشت طى نامهاى از خواجه جهان حاكم پرنده ، درخواست نمود كه شاه طاهر را روانه دربار وى كند و متعاقبا مولانا پيرمحمد شيروانى را همراه با نامهء شوقآميز روانه نمود تا شاه طاهر را به احمدنگر بياورد و شاه طاهر به دعوت برهان شاه در سال 928 ه . ق . وارد احمدنگر شد و روز به روز به منزلت وى افزوده شد . پس از مدتى برهان شاه را به آيين تشيع فرا خواند . ( 944 ه . ق ) برهان شاه با پذيرفتن آيين تشيع ، پرچم قلمرو خود را پرچم سبز قرار داد و اين اقدام شاه طاهر ، موجب اشاعهء تشيع در هند شد . شاه طاهر در دوران حيات خود به عنوان مشاور امين و محرم اسرار و سفير صلح در خدمت برهان شاه بود .