خورشاه بن قباد الحسينى
328
تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )
شاه طاهر در جريان جنگ برهان شاه با سلطان بهادر گجراتى به صوابديد محمود شاه برهانپورى به عنوان سفير صلح به خدمت سلطان بهادر رسيد و مشمول نظر عنايت و الطاف سلطان گرديد و روز به روز در تكريم و تعظيمش مبالغه نمود ، مدت سه سال و به قولى يك سال و نيم در دربار سلطان بهادر بود . در سفرى كه سلطان بهادر جهت تسخير ولايت مالوه داشت ، شاه طاهر در معيّت وى بود . شاه طاهر كه مىخواست بين دو سلطان غبار كدورت زدوده شود از سلطان بهادر اجازه طلبيد كه ميان ايشان و برهان شاه ملاقاتى روى دهد تا رابطهء محبّت و موالات به صحبت و مجالست ملاقات استحكام يابد . سرانجام دو سلطان در برهانپور به ديدار هم شتافتند و به پايمردى شاه طاهر ، كلفت به الفت مبدل گرديد . ملاقات سلطان بهادر با برهان شاه از يك نظر بسيار دلنشين و جالب است و از طرفى از عمق و نفوذ روح فرهنگ و زبان فارسى حكايت مىكند . صاحب تاريخ فرشته مىنويسد : « چون نزديك مسكن پادشاهى رسيدند ، شاه طاهر ، مصحف كه به خط حضرت امير المؤمنين بود به برهان شاه داد و برهان شاه بر سرگذشت و داخل سراپرده شد . همين كه از دور چشم سلطان بهادر بر ايشان افتاد از خداوند خان پرسيد كه بر سر شاه چيست ؟ خداوند خان گفت مصحف به خط امير المؤمنين - عليه السّلام - است . سلطان بهادر بىاختيار از تخت فرود آمده به استقبال شتافت ، اوّل مصحف را دريافت و سه مرتبه بوسيده بر چشمان ماليد و همچنان ايستاده سلام برهان شاه گرفت و به زبان گجراتى گفت : چونى و چه حال دارى و او [ برهان شاه ] به فارسى متكلّم شده جواب داد كه « از نيازمندان جنابم و از دولت پادشاه خوشوقت و خوشحال » . ( تاريخ فرشته ، ج 2 ، ص 108 ) . چون باب سخن باز مىشود هر دو سلطان به زبان فارسى سخن مىگويند . پس از آن سلطان بهادر ، كمر و خنجر و شمشير مرصّع كه بر ميان بسته بود گشوده به دست خود به كمر برهان الملك بست و چون تا آن زمان لفظ شاه بر خود اطلاق نكرده بود بگفت : « خطاب نظام شاهى مبارك باشد » . ( تاريخ فرشته ، ج 2 ، ص 108 ) . شاه طاهر بعدها از طرف برهان شاه به نزد قطب شاه رفت تا قطب شاه را