خورشاه بن قباد الحسينى

278

تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )

آن ولايت بود چون كار خويش را زار ديد چاره‌اى جز آن ندانست كه از در مصالحه درآيد و خصم قوى را به بذل مال گوشمال دهد ، لاجرم رسولان چرب‌زبان با تحف و هدايا به درگاه خان فرستاده از صلح و صلاح سخنان گفته [ 210 ] تن به عجز درداد و زر و جواهر بسيار و صد سلسله فيل مست و اسبان تازىنژاد تيزرفتار از حصار بيرون فرستاد و متقبّل شد كه هر ساله مبلغ خطير به رسم خراج به دار الملك دهلى ارسال دارد . خسرو خان با فتح و نصرت همعنان ، متوجّه پايهء سرير ثريّا مكان گشته ، منظور نظر عاطفت و احسان گرديد و چون مدّت چهار سال و دو ماه از سلطنت سلطان مبارك شاه سپرى شد ، خسرو خان ملعونه قصد ولىنعمت خود كرده او را شهيد ساخت و مدّت چهار ماه در دهلى سلطنت نمود ، عاقبت امرا و سران لشكر و بزرگان كشور اتّفاق نموده به تاريخ سنهء عشرين و سبعمايه [ 720 ] سلطان محمد بن سلطان مبارك شاه را كه به سلطان تغلق اشتهار دارد بر تخت سلطنت و مسند ابهّت نشانيدند . سلطان تغلق بن سلطان مبارك شاه آن جناب مدّت چهار سال و چند ماه سلطنت كرد و عاقبت خانه بر سرش فرود آمده هلاك گشت و از احوال او زياده بر اين چيزى معلوم نشد . بعد از وى قاضى محكمهء تقدير ، عروس ملك دهلى را با پسرش سلطان محمد شاه عقد بست . سلطان محمد شاه بن سلطان تغلق در شهور سنهء خمس و عشرين و سبعمايه [ 725 ] آن جناب به جاى پدر فرمانروا گشت . خدمتش پادشاهى كريم صاحب سخاوت بود . جواهر و زر در نظر همّت او برابر سنگ و خزف قيمت و قدر نداشت . در امور سلطنت و ضبط مملكت به غايت دانا بود و در فنّ حكمت و انشا نهايت مهارت « 1 » و فصاحت ظاهر مىنمود و در كماندارى و اسب تاختن و شمشير زدن و شكار انداختن گوى مسابقت از اقران مىربود . در حبيب السير « 2 » مسطور است كه جناب فضيلت شعارى مولانا معين الدين محمد اسفراينى در تاريخ هرات

--> ( 1 ) . اصل : مهارب . ( 2 ) . حبيب السير ، ج 3 ، ص 473 .