خورشاه بن قباد الحسينى

269

تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )

مقالهء هفتم در ذكر سلاطين هندوستان كه در زمان اسلام قدم بر سرير سلطنت نهاده علم مفاخرت برافراخته‌اند اين مقاله مشتمل است بر شش گفتار . گفتار اوّل در ذكر سلاطين دهلى . بلبل‌نوايان گلشن اخبار و طوطىزبانان شكرخاى نغز [ 204 ] گفتار در بيان اين داستان چنين زبان گشاده‌اند كه ، اوّل كسى كه در اين طبقه قدم بر مسند سلطنت و سرير ابهّت نهاد ، قطب الدين ايبك « 1 » بود و آن جناب مملوك سلطان شهاب الدين غورى است . مدّت چهارده سال به نيابت سلطان در دار الملك دهلى حكومت كرد و چون سلطان را فرزندى نبود ، لاجرم بعد از فوت آن جناب خطبه و سكّهء ممالك را به نام و القاب خود زيب و زينت داده مدّت پنج سال ديگر به استقلال در ديار هند به سلطنت و پادشاهى روزگار گذرانيد و در شهور سنهء سبع و ستمايه [ 607 ] عالم

--> ( 1 ) . قطب الدين ايبك مشهور به لك‌بخش پس از كشته شدن محمد غورى در 602 ه . ق . خود را پادشاه هندوستان خواند و اوّلين سلسلهء مسلمان را كه منحصرا در هندوستان فرماندهى داشته‌اند تشكيل داد و تا سال 607 ه . ق . بر هندوستان حكومت راند . قطب الدين در همين سال در لاهور در ميدان چوگان‌بازى از اسب بر زمين افتاد و درگذشت . مدّت ملك او را از اوّل فتح دهلى تا ايّام وفات ، بيست سال و ايّام سلطنتش را چهار سال نوشته‌اند . به نوشته صاحب تاريخ فرشته ، قطب الدين به اخلاق حميده و اوصاف پسنديده موصوف بود و روش شهريارى و قواعد جهاندارى را نيكو مىدانست . قبر او اكنون زيارتگاه مردم است . براى آگاهى بيشتر ر . ك : تاريخ مبارك شاهى ، صص 6 - 13 ؛ منتخب التواريخ ، ج 1 ، صص 6 - 54 ، تاريخ فرشته ، ج 1 ، صص 63 - 60 .