خورشاه بن قباد الحسينى

270

تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )

فانى را وداع نمود . بعد از وى ، پسرش آرام شاه بر سرير جهانبانى صعود فرمود و چون شغل خطير سلطنت از او و همتش نمىگشت ، امرا و اعيان مملكت اتّفاق نموده او را عزل كردند و ايلتتمش « 1 » را كه غلام ترك قطب الدين بود به سلطنت برداشتند و آن جناب [ به ] سلطان شمس الدين ملقّب گشت . ذكر سلطنت قطب الدين ايبك و سلطان شمس الدين و اولاد او تا سلطان ناصر الدين در گفتار ششم از مقالهء سوّم ، در ضمن وقايع سلطان شهاب الدين غورى به تفصيل به وضوح پيوسته ؛ در اين مقام به جهت آنكه نظم كلام از هم گسسته نشود ، قلم مشكين‌رقم از عيب تكرار نينديشيده مجملى از وقايع ايشان در حيّز بيان آورده ، ايضا ، چون سلطان شمس الدين ، قدم بر تخت سلطنت دهلى نهاد و رؤوس منابر و وجوه دنانير به نام نامى و اسم سامى او مزيّن گشت و مدّت بيست سال و شش ماه در دهلى و بنگاله و گجرات و سند ايالت نمود ، در شهور سنهء ثلث و ثلثين و ستمايه [ 633 ] در ماه شعبان سفر آخرت اختيار فرمود . بعد از وى ، پسرش سلطان ركن الدين فيروزشاه قدم بر مسند سلطنت نهاده مدّت هفت ماه سلطنت كرد . خواهرش سلطان رضيّه قصد برادر كرده خود متصدّى امور سلطنت گشت و مدّت سه سال و پنج ماه به سلطنت بنشست و در سنهء ثمان و ثلثين و ستمايه [ 638 ] رخت از اين عالم فانى بربست و بعد از وى برادرش سلطان معز الدين بهرام شاه بر تخت دهلى مقام گزيد و مدّت دو سال و يك ماه حكومت نموده در ذى قعدهء سنهء اربعين و ستمايه [ 640 ] به درجهء شهادت رسيد . بعد از او امرا و اعيان سپاه برادرزادهء او را كه پسر سلطان ركن الدين فيروز شاه بود [ و او را ] سلطان علاء الدين مسعود شاه مىگفتند به سلطنت برداشتند و او چهار سال و يك ماه سلطنت نمود . بعده ، امرا بر

--> ( 1 ) . اصل : اتلميش . تاريخ مبارك شاهى ، ص 16 : « ايلتمش » ؛ تاريخ فرشته ، ج 1 ، ص 64 ؛ منتخب التواريخ ، ج 1 ، ص 62 : « التمش » ؛ تاريخ بناكتى ، ص 334 : « ايل تتمش » ؛ تاريخ وصاف ، ص 310 : « ايتلمش » .