خورشاه بن قباد الحسينى
260
تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )
ذكر سلطان اورخان چون آن جناب قايم مقام پدر بزرگوار گشت « 1 » ، در امر محاصرهء برسا لوازم اهتمام به جاى آورد و چون به ديدن فتح و ظفر فايز گرديد كليسايى را كه معبد فرنگيان بود ، مسجدى ساخته نعش عثمان را در آنجا دفن كرد و بعد از آن رايت جدّ و اجتهاد برافراشته بسيارى از بلاد فرنگ به دست او مفتوح گشت و مدت بيست و هشت سال بر سرير سلطنت و اقبال اوقات گذرانيده در شهور سنهء خمس « 2 » و سبعمايه [ 705 ] دست از تمشيّت امور مملكت بدن كوتاه ساخت و پسرش « 3 » سلطان مراد قدم بر مسند سلطنت نهاده رايت عدل و داد برافراخت . سلطان محروسه اشتغال نموده رعايا و برايا را به نوازش شاهانه و مراحم خسروانه بنواخت و بعد از مدّتى كه شيوهء عدالت و انصاف مرعى داشته بود رو به منزل باقى نهاد و مدّت سلطنتش « 4 » سى و هفت سال بود و بعد از وى ولد ارشدش ، قيصر سعيد ايلدرم بايزيد ، متصدّى شغل خطير سلطنت گشت . سلطان ايلدرم بايزيد در شهور سنهء سبع و ثمانين و سبعمايه [ 787 ] رايت حشمت و شوكت « 5 » برافراشته صلاى كوس دولت و طنطنهء سلطنت او عرصهء عالم فرو گرفت و بر بسيارى از ممالك روم و آن مرز و بوم مستولى گشت ، چنانچه سعت مملكتش از سلاطين ماضى به مراتب بگذشت . در ظفرنامه مسطور است « 6 » كه اتباع و اشياع ايلدرم بايزيد به درجهاى رسيده بود كه بيست هزار سگبان داشت و باقى حشم و خدم « 7 » او را بر اين قياس مىتوان كرد . آن جناب در شهور سنهء اربع و ثمانمايه [ 804 ] از غايت غرور در نواحى « 8 » انكوريه « 9 » با حضرت صاحبقران امير
--> ( 1 ) . ت : شد . ( 2 ) . ت : سبع . ( 3 ) . ت : پسر او . ( 4 ) . ت : سلطنت او . ( 5 ) . ت : « شوكت » ندارد . ( 6 ) . ظفرنامه يزدى ، ج 1 ، ص 363 : « دوازده هزار سگبان » . ( 7 ) . ت : خدام . ( 8 ) . ب : نواحى . ( 9 ) . انكوريه : همان آنكاراى امروزى است كه در قسمت شمالى ايالت قرمان ، آنقره واقع است اين اسم را مؤلّفين قديم انقره و مؤلّفين اخير ايرانى و ترك « انگوريه » گفتهاند ( جغرافياى تاريخى ، ص 158 ) .