خورشاه بن قباد الحسينى

مقدمه 27

تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )

شهرت يافت كه حضرت خانم را [ مسموم ساخته‌اند ] بعد از تفحّص چنين معلوم شد كه ميرزا على از اردو قدرى زهر ناب جهت [ مسموم ساختن حضرت خانم تهيه كرده ] كه آن را در طعام به خورد آن عليا حضرت دهند قاضى خان آن را به حرم خود [ برده تا ] زهر را در كار آن حضرت كند و خود [ . . . ] « 1 » سوار [ اسب ] شده آن عورت بعد از [ آن زهر ] شربتى [ درست ] كرده جهت آن حضرت برده ايشان آن را گرفته دانستند كه چيست . برخاسته دو ركعت نماز گزارده آن كنيزك ترك را طلبيده‌اند و گفته مىخواهم تا حال كه با هم بوديم در سفر آخرت نيز به ما موافقت نمايى و به اتّفاق آن طعام [ خورده ] رخت ازين عالم فانى به سراى جاويدانى كشيدند . از عجايب و غرايب احوال آن كه زن قاضى كه آن شربت آنسان كرده بود روز سيّم وفات يافت و بعد از ده روز قاضى خان در راه اردو به اصفهان نرسيده مرد . ميرزا على به چهلم آن حضرت نرسيده مرد « 2 » . در مورد خوددارى شاه قوام الدين در وصلت با خواهر شاه طهماسب كه شاه طهماسب اصرار به اين ازدواج داشت ، نكات بسيار ظريف و جالب و در خور تعمق دارد ، زيرا به نظر خور شاه مرگ ناگهانى شاه قوام الدين با امتناع وى در ازدواج با خواهر شاه طهماسب بستگى داشته است . مىنويسد : « چون شاه طهماسب در 943 ه . ق . از تبريز عزم يورش خراسان كرد ، در نواحى رى و شهريار شاه قوام الدين نوربخش شرايط مهماندارى و مراسم خدمتكارى به جاى آورد و پيشكش‌ها نمود . معروف است كه شاه طهماسب در اين ايّام تصميم گرفت كه همشيرهء خود را كه از مظفّر سلطان جدا شده بود در سلك ازدواج شاه قوام الدين درآورد « 3 » . امّا چون شاه قوام الدين خود را لايق آن رتبه و شأن

--> ( 1 ) . يك كلمه خوانده نشد . ( 2 ) . نسخه تهران ، بخش صفويّه ، ص 10 . ( 3 ) . خورشاه در اين مورد اشتباه كرده است ، زيرا خير النساء بيگم دختر شاه اسماعيل و خواهر شاه طهماسب در سال 923 زن مظفّر سلطان شد و در سال 938 درگذشت . بايد مقصود زن سلطان خليل شروان شاه باشد كه بعد از مرگ سلطان خليل به وساطت شاه طهماسب به عقد شاه نور الدين درآمد ( تاريخ گيلان ، ص 16 ) .