خورشاه بن قباد الحسينى
مقدمه 26
تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )
شاه قوام الدين نوربخش از مصاهرت با خواهر شاه را بايد ذكر كرد . اگر چه مطالب مربوط به سرنوشت غمانگيز و دردناك تاجلو خانم همسر زيباى شاه اسماعيل كه در لطافت و خوبى و حسن جمال ، شهرهء آفاق بود در نسخهء بريتانيا نيامده و در نسخهء تهران نيز در حاشيهء متن قيد شده است و به نظر مىرسد از طرف فردى ديگر افزوده شده باشد ، امّا مطالب تازه و دست اولى است كه در كتابهاى ديگر بدان اشاره نشده است : « قضيهء فوت تاجلو خانم چنانست كه در سال نهصد و چهل و شش حضرت شاه دين پناه شاه طهماسب بعد از بازگشتن از مهم روم آن حضرت را بنا بر افساد اهل فساد گرفته اسباب و اموال و دارائيش به تمام از او اخذ نموده او را از روى غضب ، شتر سوار به دار الملك شيراز فرستادند و در آن زمان قاضى خان حاكم شيراز و ميرزا على اصفهانى وزير بود خانم را كه آوردند هيچكس از اكابر به غيرخواجگى صاعدى استقبال ننمود و محلى كه خواجگى در زاويهء منصوربيگى به آن عليا حضرت رسيد آن حضرت از ديدن خواجگى و احوال خود به آن نوع آب حسرت در ديده آورده خواجگى را فرمودند كه شما زود به منزل خود رويد كه ناگاه بدين سبب آزارى به شما نرسد و خود با موكّلان متوجّه خانهء قاضى خان شدند . در آن وقت قاضى خان در رى شهر پيش حسن سلطان رفته بود و ميرزا على در اردوى همايون تشريف داشت . زن قاضى خان در اندرون بود به خود . آن مهد عليا را در بالاخانه با يك كنيزك چركس جاى داده آنچه نهايت حزم و نگاهداشت بود به جاى مىآورد . در اين اثنا قاضى خان قلعهء رى شهر را گرفته حسن سلطان را به دست آورده عريضه به پايهء سرير اعلا حرم شاهى نوشت . حضرت شاه عالم پناه خلعت خاصّه و اسب و يراق همراه ميرزا على وزير جهت قاضى خان [ فرستاد ] و او را با حسن سلطان به درگاه عالم پناه طلب فرمودند تا رسيدن ميرزا على از اردو به شيراز قاضى خان از رى شهر به شيراز رسيده بود . القصّه ميرزا على خلعت و اسب و باقى آنچه شاه عالم پناه طلب كرده بود . . . و ايشان را متوجّه اردو ساخت . درين اثنا روزى در شيراز