خورشاه بن قباد الحسينى

228

تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )

به امداد امير عبد الكريم به صوب مازندران روان گردانيد . چون آن جماعت به ولايت مازندران داخل شدند ، آقا رستم [ 175 ] نيز سپاه مازندران را فراهم آورده به دفع خصمان متوجّه به صوب آمل شد و در آن سرزمين در مكان قلب ناهموار كه عبور بر آن به سبب رودهاى عميق دشوار بود سر راه بر اعداى وافر شوكت بگرفت و دستبردهاى مردانه نموده « 1 » بسيارى از پياده‌هاى گيلان در آن معركه عرضهء تلف گشتند و كاركيا سلطان حسن بىنيل مرام به طرف جيلان معاودت نمود ، و چون آقا رستم به صورت فتح و ظفر مبتهج و مسرور گرديد ، از روى استيلا و استقلال « 2 » شروع در سلطنت ولايت مازندران نموده از شرايط عدل‌گسترى و رعيّت‌پرورى دقيقه‌اى نامرعى نگذاشت و امير عبد الكريم دو سه مرتبهء ديگر به هرات رفته از « 3 » سلطان گردون اعتلا ، سلطان حسين ميرزا طلب معاونت نمود و در هر مرتبه لشكر گرفته به طرف مازندران رفت ، امّا كارى از پيش نتوانست برد مغلوب و منكوب باز مىگشت ، تا آخر الامر صلحا به ميان درآمده نصف آمل را به وى ارزانى داشتند و آقا رستم چون از امير كمال الدين استشمام غدر و كيدى نموده بود به دفع وى اقدام نموده ديگرى از پادشاهزاده‌هاى آن ديار را كه از نسل امير قوام الدين بود بر مسند حكومت سارى نصب فرموده وسيلهء سلطنت و ايالت خويش ساخت و مدّت مديد در ديار مازندران رايت حكومت و شوكت برافراخت و قلاع متين رصين در اطراف آن ولايات در تحت ضبط و تصرّف خود درآورده به ذخاير فراوان و زر بسيار مشحون گردانيد . خصوصا حصار با استوار كليس « 4 » و اولاد « 5 » ، كه در ولايت سواتكو كه وطن مألوف و محل مأنوس « 6 » آن جناب است ، واقع است و راقم اين اجزا آن هر دو حصار را تماشا كرده . فى الواقع دو حصارند كه در محكمى و استوارى عديل و نظير ندارند و اساس آن را بر [ قلل ] « 7 » جبال راسخة البنيان مشيّد و ممهّد گردانيده‌اند ،

--> ( 1 ) . ت : نمود . ( 2 ) . ت : استعلا . ( 3 ) . ت : « از » ندارد . ( 4 ) . ب : كليش . حبيب السير ، ج 4 ، ص 559 ؛ تكملة الاخبار ، ص 56 ، تاريخ مازندران ، ص 50 : « كليس » . ( 5 ) . قلعهء اولاد قلعهء ايلال : « قلعهء ايلال كه اكنون قلعهء اولاد مىگويند » . ( تاريخ مازندران ، ص 50 ) . ( 6 ) . ت : مأيوس . ( 7 ) . ب : هلل ، ت : هلاك .