خورشاه بن قباد الحسينى
مقدمه 25
تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )
عظام هر كس كه از جمله معتقدان است به قدر نصيب لقمهاى از آن كباب ميل كند . آن گروه ديوسار آدم خوار هجوم كرده او را چنان خوردند كه نه از گوشت اثر ماند و نه از استخوان » « 1 » . و يا وقتى واقعهء طبس را بيان مىكند مىنويسد : « از مراسم قتل و تاراج دقيقهاى نامرعى نگذاشتند به روايت اشهر هفت هزار كس در طبس كشته بودند » « 2 » . و چون عراق عرب را به تصرّف خود درمىآورد دستور قتل عام مىدهد و به تعبير خور شاه : « حسب الفرمان قضا جريان ، ديو سلطان با جمعى از لشكريان به كشتن آن بيچارگان مأمور شدند و تير و شمشير از صغير و كبير و برنا و پير دريغ نداشتند و مجموع را در دجله مىانداختند چنانچه از خون كشتگان آب دجله گونهء سرشك عاشقان مهجور گرفت و هواى بغداد از عفونت جيفهء مردگان تغيير تمام پذيرفت » « 3 » . و به تعبير ذبيح اللّه صفا : « اگر خواننده با صبر بيشتر و حوصلهء وسيعترى به تجزيه و تحليل موضوعات اين كتاب بپردازد بيش از اينها به ارزش و اهميّت آن پى خواهد برد » « 4 » . تاريخ ايلچى نظام شاه علاوه بر اهميّت آن در تاريخ ايران در بخش مربوط به هند در تاريخ شاهان دكنى نيز مفيد است . زيرا مؤلّف خود با نظام شاهيان و سپس با قطب شاهيان در ارتباط بوده است . از اين رو مطالبى را كه دربارهء اين سلسلهها آورده مهم و قابل توجّه است . البتّه بايد به اين نكته نيز توجّه داشت كه در بخشهاى ديگر تاريخ هند ، تسامحاتى به چشم مىخورد كه با مراجعه به منابع ديگر به خوبى مىتوان به اشتباهات مؤلّف پى برد . در بخش صفويّه نيز اين اثر حاوى نكات تازهاى است كه در منابع ديگر به اين تفصيل و صراحت از آنها سخن به ميان نيامده ، كه از آن جمله قسمت مربوط به سرنوشت تاجلو خانم زن شاه اسماعيل و امتناع
--> ( 1 ) . همان ماخذ ، ص 26 . ( 2 ) . همان مأخذ ، ص 31 . ( 3 ) . همان مأخذ ، ص 33 . ( 4 ) . تاريخ ادبيات در ايران ، ج 5 ، بخش 3 ، ص 1659 .