خورشاه بن قباد الحسينى
216
تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )
آن جناب بود بر جاى پدر فرمانروا گشت و كاركيا سلطان حسن كه پسر كهتر بود در آن وقت در موضع كرجيان و تنكابون اقامت داشت و جوانى بود در كمال تهوّر و بىباكى ، چون بر فوت پدر بزرگوار و سلطنت برادر اطّلاع حاصل كرد جمعى از متجنّدهء آن ولايات « 1 » را از پياده و سوار با خويش متّفق ساخته به طرف لاهيجان روان شد و چون اين خبر به سمع سيّد كيا على رسيد لشكر لاهيجان را فراهم آورده به عزم محاربهء برادر بيرون رفت و چون اكثر امرا و سران سپاه جيلان در خفيّه با كاركيا سلطان حسن زبان داشتند و رقم اطاعت و انقياد امرا را بر صفحهء خاطر خويش مىنگاشتند ، در حالتى كه فريقين را در حوالى ديلمان اتّفاق ملاقات دست داد ، مجموع آن بىوفايان چهرهء بخت خويش را به ناخن بىوفايى خراشيده روى از متابعت و موافقت سيّد كيا على برتافتند و به كاركيا سلطان حسن پيوستند . سيّد كيا على از بيم جان فرار بر قرار اختيار نموده پناه به خطيرهء كياميرزا على برد . سلطان حسن برادر مهتر را تعاقب نموده در خطيرهء مذكور آن جناب را بگرفت و شعلهء حياتش به تيغ آبدار منطفى گردانيده در همان خطيره مدفون ساخت و باقى برادران را نيز از عقب آن برادر فرستاده خود كامران و كامكار در آن مملكت رايت حكومت و سلطنت برافراخت . مدّت سلطنت سلطان كيا على شش ماه بود . ذكر سلطنت كاركيا سلطان حسن [ بن ] « 2 » كاركيا خان احمد در شهور سنهء احدى و اربعين و تسعمايه [ 941 ] پاى بر مسند سلطنت جيلان نهاده ، روى از وادى عدالت و اعتدال كه شيوهء مرضيهء سلاطين ذوى الاقتدار است برتافت و لهذا زمان حكومت و سلطنتش به سبب وفور سفك دما و بسيارى جور و جفا زياده امتدادى نيافت . آن جناب پادشاه پرتهوّر بىباك بود ، چون بر تخت سلطنت آن ولايت مستولى گرديد بسيارى از اعيان و اشراف آن مملكت را به قتل رسانيد و بر خلاف آبا و اجداد عظام خويش نسبت به اركان دولت شاهى شيوهء [ 166 ] اطاعت و يك جهتى را مسلوك نمىداشت و طريق تمرّد و عناد پيشه ساخته همواره
--> ( 1 ) . ت : ولايت . ( 2 ) . ب : ندارد .