خورشاه بن قباد الحسينى
212
تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )
به اسير [ ى ] « 1 » گرفته به طرف آذربايجان بردند . بعد از اين واقعه آن مملكت را به اقطاع القاس ميرزا و بعضى از امرا مقرّر داشته موكب همايون به مقرّ دولت خويش معاودت فرمود و شاهرخ سلطان را تا تبريز همراه بردند و بعد از آن ديگر كس او را نديد ، و اللّه اعلم بحقايق الامور . از آن تاريخ دودمان سلاطين شروان بالكليّه مندرس و منطمس گشته ديگر كسى « 2 » از آن طبقه ظاهر نشد . شعر چراغى نيفروخت كين گوژپشت * در آخر به سيلى بادش نكشت همان منزلست اين زراندوده كاخ * كه نوشيروان را درو بوده « 3 » كاخ همان گنبد است اين مسدّس رباط * كه جمشيد افكنده در وى بساط ز مرگ آدمىزاده را چاره نيست * زمين را به جز گور گهواره نيست اگر از وجودست اگر از عدم * بود رفت و آمد برو دم به دم « 4 » ذكر سلاطين جيلانات بر سبيل ايجاز و اختصار حكّام ذوى الاحترام جيلان دو طبقهاند و آن ولايت نيز به دو جيلان مشهور است . يكى را بيهپس مىنامند و معظم بلاد آنجا رستمدار « 5 » است ، و ديگرى را بيهپيش ، و تختگاه اين جيلان ، لاهيجان است و پادشاهان اينجا به دودمان سيادت منسوباند . در حبيب السير مسطور است كه ، بعد از استيصال دولت ناصر الحقيان به مدّت بيست و پنج سال ، الثائر « 6 » باللّه ابو الفضل جعفر بن محمد بن الحسين
--> ( 1 ) . ب و ت : اسير . ( 2 ) . ب : كس . ( 3 ) . ت : بود . ( 4 ) . ت : دم دم . ( 5 ) . رستمدار : در سيزده كيلومترى شرق آمل واقع است . يكى از مهمترين دژهاى اسماعيليه در اين ناحيه بود ( فرهنگ معين ) . ( 6 ) . ب و ت : الثابر . حبيب السير ، ج 2 ، ص 415 : « . . . الثائر باللّه ابو الفضل جعفر بن محمد بن الحسين المحدث بن على بن الحسين بن على بن عمر الاشرف بن الامام زين العابدين على بن الامام حسين بن امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السّلام كه ملقّب بود به سيّد ابيض . . . » .