خورشاه بن قباد الحسينى

199

تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )

مطلع را مناسب حال خويش و حضرت شاه دورانديش فرمود . مطلع شها فقر و فنا از ما و مال و ملك و جاه « 1 » از تو * چو عالم را بقايى نيست خواه از ما و خواه از تو تذكرة الشعراى فارسى ترتيب داده و بسيار خوب نوشته است . ديگر از صنعت قاشق‌تراشى و تيرتراشى « 2 » و ديگر صنايع بهرهء تمام داشت . ذكر بعضى از خصايص حميده و صفات پسنديدهء حضرت شاه خلافت دستگاه حضرت شاه خلافت‌پناه - خلد اللّه تعالى ملكه و سلطنة و افاض على العالمين برّه و احسانه - پادشاهى است به عدل و سياست موصوف و به سخاوت و شجاعت معروف ، ذات ملك صفاتش جامع اصناف ، فضايل و كمالات و وجود فايض الجودش منبع انواع فواضل و مكرمات است . [ تخت ] « 3 » و افسر از وجود همايونش زيب و زينت گرفته ، ملك و ملّت از پرتو اهتمامش رونق و بها پذيرفته ، رايات عدل احسان و اعلام برّ و امتنان در ايّام دولت اين خسرو عالميان به نوعى افراخته شده كه كافهء انام از پير و جوان و ذكور و نسوان در ظلّ رايت اين پادشاه كامران در مهاد امن و امان آسوده‌حال و مرفّه البال غنوده‌اند و همواره زبان به اداى شكرگزارى و سپاس‌دارى « 4 » گشوده ، رجاء اصفهانى * گفته : شعر شهنشاه والاگهر شاه طهماسب * دُر درج احمد گل باغ حيدر علمهاى او هست در « 5 » روز هيجا * چو رايات آل على روز محشر ز عدلش چنان شد كه باز از پر خود * زند سايه‌بان از براى كبوتر

--> ( 1 ) . ت : تخت جاه . ( 2 ) . عاشق ترشى و تيراشى . ( 3 ) . ب : ندارد . ( 4 ) . ت : سپاه‌دارى . ( 5 ) . ت : « در » ندارد .