خورشاه بن قباد الحسينى

190

تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )

سر آن گروه متهوّر بىباك نامزد فرمود . امراى مشار اليهم به موجب فرمان قضا جريان به طرف استرآباد روان شدند و بعد از وصول به حوالى خراسخانه كه محل و مسكن تركمانان متمرّد است ، نزول نمودند و ارباب عصيان از استماع وصول عساكر نصرت‌مآثر در قلق « 1 » و اضطراب افتاده از آن حركت شنيع « 2 » نادم و « 3 » پشيمان گشته شفيعان برانگيختند و از در اعتذار و استغفار « 4 » درآمده متقبّل شدند كه هر ساله مبلغى خطير از نقد و جنس به طريق باج و خراج به خزانهء عامره برسانند و ولايتى را كه خراب و ويران ساخته باشند به تدارك آن مشغول شده من بعد گرد فضولى نگردند . امرا از غايت غرور به آن سخنان چندان التفاتى نفرمودند و از شرايط حزم و احتياط نيز غافل شده از رودخانهء سياه آب « 5 » كه رود عريض « 6 » عميق است عبور نموده كسى « 7 » را به محافظت جسر نگذاشتند . تركمانان چون از صلح و صلاح مأيوس شدند ، ايل و الوس خود را به طرف بيابان روان ساخته خود مكان قلب ناهموار اختيار كردند و دل از جان برداشته [ 146 ] مستعد كارزار شدند . امراى عظام و غازيان ظفر انجام چون آن جماعت را در نظر نمىآوردند در كار جنگ به نوعى كه بايد كوشش نكردند و عاقبت تركمانان از اطراف و اكناف ايشان درآمده آغاز تيرباران كردند . امرا به قدر طاقت و توان ثبات قدم ورزيده كرّ و فرّى چند نمودند و آخر الامر روى از معركهء آن متهوّران « 8 » بىباك برتافته در آن بيابان هولناك متفرّق و پريشان شدند و از جسرى كه عبور نموده بودند هنگام فرار هيچ يك را گذار بر آن جسر نيفتاد ، لاجرم هر كس كه از تير خونخوار و شمشير آبدار تركمانان خلاص شده به كنار آب رسيد غرقهء درياى فنا گشتند و از امراى مذكور بعضى قتيل و برخى دستگير شدند و چندان زر و مال و اسباب به دست تركمانان بىسر و پا درآمد كه عشر عشير آن هرگز در خزانهء خيال ايشان نگنجيده بود . اگر چه اين نوع چشم زخمى بر چهرهء اقبال و

--> ( 1 ) . ت : قلع . ( 2 ) . ت : شنيع و . ( 3 ) . ت : « و » ندارد . ( 4 ) . ت : استعفا . ( 5 ) . سياه آب : رودخانه‌اى كه با رود تالار از سوادكوه ( مازندران ) سرچشمه گرفته وارد بحر خزر مىشود ( فرهنگ معين ) . ( 6 ) . ت : عريق . ( 7 ) . ب : كس . ( 8 ) . ب : مقهوران .