خورشاه بن قباد الحسينى
مقدمه 22
تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )
به باب الجنّة قزوين رويد و چند روزى استراحت نمائيد كه موكب همايون در اين ايّام به عزم قشلاق متوجّه آن طرف خواهد شد . راقم الحروف حسب الاشارة العليّة از رى به جانب قزوين رفت . بعد از وصول به حوالى خطهء مزبور سادات و اكابر و اشراف آن شهر به رسم استقبال بيرون آمده ، شيوهء غريب نوازى را مرعى داشتند و بعد از يك ماه حضرت خلافت پناه بر ظاهر شهر قزوين نزول اجلال فرمود و مهمانداران را به طلب فقيران فرستاده به كشيدن پيشكش هند اشارت نمود . مهمانداران به موجب فرمان اقمشه و پيل و ساير تبركات كه همراه بود تا موازى يك هزار تومان به نظر شاه عالميان كشيده شد . حضرت شاه عالمگير متوجّه به حال فقيران شده تفقّدات بسيار به ظهور رسانيد و به زبان مبارك و استفسار و استخبار احوال هند و كيفيّت و كميّت حكّام آن ديار نمود . » « 1 » خورشاه در طى اقامت خود در ايران ، در اغلب سفرها چون سفر به گرجستان و شروان همراه و همدم شاه طهماسب بود و در اكثر مجالس نيز حضور داشت . از اين رو اغلب مشاهدات خود را در كتاب آورده كه بدين وسيله بر اعتبار اثر افزوده است كه از آن جمله است : آمدن برادر باشى آچوق والى ولايت گرجستان به قزوين و شكايت از قرقره ( يكى از حكام گرجستان ) و درخواست كمك از شاه طهماسب « 2 » ؛ و يا به خدمت رسيدن ابراهيم خان ذوالقدر تواچى باشى حاكم شيراز به همراه هدايا « 3 » و يا خاطراتى كه از زبان شاه طهماسب شنيده است ، چون قتل ميرزا شاه حسين اصفهانى وكيل ، توسّط مهتر شاه ركابدار كه در منابع آن دوره به نوعى ديگر روايت شده است « 4 » . خورشاه در سال 954 ه . ق . براى رساندن نامهء شاه طهماسب به شاه طاهر به هند برمىگردد . صاحب برهان مآثر مىنويسد : « چون سيادت پناه و نقابت دستگاه ميرخور شاه كه از اقوام شاه هدايت پناه [ شاه طاهر ] بود و از درگاه عرش اشتباه شهنشاه ايران متوجّه هندوستان [ بود ] ، پادشاه گيتى ستان [ شاه طهماسب ] اين فرمان به آن سردفتر ارباب
--> ( 1 ) . تاريخ ايلچى نظام شاه ، ص 152 . ( 2 ) . همان مأخذ ، ص 154 . ( 3 ) . همان مأخذ ، ص 155 . ( 4 ) . تاريخ ايلچى نظام شاه ، ص 77 ، جواهر الاخبار ، ص 43 ؛ احسن التواريخ ، ص 232 .