خورشاه بن قباد الحسينى
153
تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )
چمن فيروزكوه مخيّم عساكر منصور گشت و آقامحمد ، بر آن حال مطّلع گرديد از وفور قلق و اضطرار از در عجز و انكسار درآمده مكرّر رسولان با تحف و هدايا به درگاه عالم پناه فرستاده به گناه خويش معترف شد و وكيل السلطنه قاضى جهان را شفيع جرايم خويش ساخته مبلغ سه هزار تومان متقبّل شد كه به رسم جريمانه « 1 » به خزانهء عامره برساند . قاضى جهان به زبان تشفّع و تضرّع به ذروهء عرض اعلى رسانيد كه اگر حضرت شاه عالم پناه با اين سپاه به ولايت مازندران توجّه فرمايد « 2 » بىشك و شبهه جمعى كثير از سادات و موالى كه در آن ديار ساكناند از عبور و مرور عساكر منصور عرضهء تلف خواهند گشت ؛ لايق نباشد كه از براى انتقام خون يك سيّد چندين سيّد ديگر با زن و فرزند پايمال جفا شوند . حضرت شاه عالميان سخنان قاضى جهان را به سمع رضا اصغا « 3 » نموده از سر گناه آقامحمد درگذشت و رقم عفو بر جرايد جرايم او كشيد . و در همان اوقات راقم حروف كه از جانب والى هند ، نظام شاه « 4 » به رسم رسالت متوجّه درگاه عالم پناه شده بود ، در شهر رجب سنهء مذكور به ديار رى و شهريار رسيد و چون اردوى گردون شكوه در حوالى فيروزكوه بود عريضهاى به پايهء سرير اعلى فرستاده صورت حال را معروض ساكنان سدّهء جلالت مناط رسانيد . حضرت شاه عالميان چون بر وصول فقيران به ديار رى مطّلع گشت ، خلعت خاصّه ، مصحوب شخصى « 5 » معتبر از براى فقير فرستاد و امر فرمود كه چون از راه دور آمدهايد به باب الجنّة قزوين رويد و چند روزى استراحت نماييد كه موكب همايون در اين ايّام به عزم قشلاق متوجّه آن طرف خواهد شد . راقم حروف حسب الاشاره العليّه از رى به جانب قزوين رفت . بعد از وصول به حوالى خطّهء مزبور ، سادات و اكابر و اشراف آن شهر به رسم استقبال بيرون آمده شيوهء غريبنوازى را مرعى داشتند و بعد [ از ] يك ماه حضرت شاه خلافت پناه بر ظاهر شهر قزوين نزول اجلال فرمود و مهمانداران را به طلب فقيران فرستاده به كشيدن پيشكش هند اشارت نمود . مهمانداران به موجب فرمان اقمشه و پيل « 6 » و ساير
--> ( 1 ) . ت : جرمانه . ( 2 ) . ت : فرمايند . ( 3 ) . ت : اصفا . ( 4 ) . منظور برهان شاه نظام شاه است . ( 5 ) . ب : شخص . ( 6 ) . ت : نيل .