خورشاه بن قباد الحسينى

154

تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )

تبرّكات كه همراه بود تا موازى يك هزار [ 118 ] تومان به نظر شاه عالميان كشيده شد ، حضرت شاه عالمگير متوجّه به حال فقير « 1 » شده تفقّدات بسيار به ظهور رسانيد و به زبان مبارك استفسار و استخبار احوال هند و كيفيّت و كميّت حكام آن ديار نمود و اسم مبارك حضرت شاه عالم پناه را رديف آن ساخته تحسين بسيار فرمود و نسبت به شاه طاهر كه باعث تشيّع نظام شاه و سبب ربط و التيام طرفين شده بود لطف بىنهايت به ظهور رسانيد و راقم اين « 2 » حروف مدّت يك سال و نيم در اردوى اعلى بود و اكثر اوقات در مجلس بهشت‌آيين حاضر مىشد و در بعضى اسفار نيز ملازم ركاب ظفرانتساب همايون بود . شرح حالات و واقعات كه در آن اوقات با بركات مشاهد « 3 » فقير شده در اين مقام ذكر مىنمايد . و اللّه المستعان و عليه التكلان . از جملهء وقايع آن سال ، يكى آن بود كه برادر باشى آچق كه والى « 4 » ولايت گرجستان بود ، در زمستان سنهء مذكور با تحف و هداياى بسيار در شهر قزوين به شرف عتبه‌بوسى نوّاب جهانبانى مشرّف گشته از استيلاى قرقره كه يكى از حكام گرجستان بود و به پادشاه روم متوسّل شده بعضى ولايت باشى آچق را غارت و اسير كرده بود شكايت بىنهايت كرد و « 5 » استدعاى معاونت نمود . حضرت شاه دوست‌نواز دشمن‌گداز ، التماس ايشان را مبذول داشته قبول فرمود كه چون فصل شتا به آخر رسد موكب همايون سمند عزيمت بدان صوب خواهد تاخت و خاك وجود « 6 » آن بىدينان را به حسام انتقام به خونشان آغشته خواهد ساخت . ديگر ، در همان ايّام ، آوازهء مخالفت القاس ميرزا ( به ديار شروان شايع شده به سمع مبارك حضرت شاه عالميان رسيد . شرح اين حال بر وجه اختصار چنان است كه سيّد عزيز و الوبيك كه از اعيان ديار شروان بودند ، القاس ميرزا ) « 7 » را به ايالت و سلطنت بلاد شروان و حصانت و رزانت قلاع راسخة البنيان و مظاهرت و معاضدت رجال ابطال و دشوارى و ناهموارى طرق از بيشه و جبال فريب داده او را بر آن داشتند كه دم از استبداد و استقلال زند . چون خامهء قضا رقم وخامت عاقبت

--> ( 1 ) . ت : فقيران . ( 2 ) . ب : اين راقم ؛ ت : القصه راقم . ( 3 ) . ت : مشاهده . ( 4 ) . ب : كه والى كه . ( 5 ) . ت : كرده . ( 6 ) . ب : موجود ؛ ت : جود . ( 7 ) . ت : مطالب بين هلالين ( ) را ندارد .