خورشاه بن قباد الحسينى

136

تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )

روز محاربه با وجود نشئه غرور ، مست شراب انگور هم بوده در حملهء اوّل اسبش در ميدان كارزار به سر درمىآيد و آن جناب از اسب جدا شده بر زمين مىافتد و ديگر مجال سوار شدن نمىشود . اعدا از اطراف وى درآمده او را دستگير مىكنند و شعلهء حياتش را به تيغ آبدار فرو مىنشانند . چون آغزيوار به دست مخالفان گرفتار شد و شكست بر لشكر قزلباش افتاد ، بقيّة السيف در ركاب سام ميرزا به صوب خراسان روان شدند . چون صوفيان خليفه شهر هرات را حسب الحكم نوّاب جهان پناه در حيطهء ضبط و تصرّف درآورده بود و ظاهر بود كه سام ميرزا را بىرخصت حضرت شاه خلافت پناه در آن شهر راه نخواهد داد . بنابراين سام ميرزا به حصار طبس ساكن شد و از غايت خجالت عريضه‌اى به درگاه عالم پناه فرستاده اظهار آن نمود كه مرا از حركت شنيعى كه از آغزيوار خان در وجود آمده اختيارى نبوده و مرا به عنف از هرات بيرون برده‌اند . حضرت شاه خلافت پناه چون بر مضمون عريضهء مذكور مطلع گرديد فرمانى مشتمل بر استمالت و دلجويى برادر نوشته با اسب و خلعت خاصّه نزد او فرستاد و خاطر پريشان او را به لطف تقرير و مواعيد دلپذير تسلّى داد و در آن اثنا اشارت عليّه به نفاذ پيوست كه محمد خان شرف الدين اغلى تكلو در ملازمت شاهزاده كامكار ذوى الاقتدار سلطان محمد خدابنده ، از راه يزد به جانب طبس روان شود « 1 » و حصار طبس را كه سام ميرزا با تابعان در آنجا ساكن‌اند احاطه نموده نگذارد كه احدى به طرفى « 2 » از اطراف بيرون رود . شمّه‌اى از حالات محمد خان شرف الدين اغلى در سابق مذكور شده بود ، تفصيل احوال آن جناب چنان است كه در زمانى كه خواندگار روم با لشكر قضا هجوم از سلطانيّه متوجّه بغداد شد ، محمد خان حسب الحكم حضرت شاه عالميان دست از ضبط و دارايى حصار با استوار بغداد و ساير عراق عرب بازداشته از راه حويزه به صوب عراق عجم آمده و حضرت شاه خلافت پناه آن جناب را منظور نظر عاطفت و احسان گردانيده خطّهء اصفهان را با

--> ( 1 ) . ت : شد . ( 2 ) . ب : به طرف .