خورشاه بن قباد الحسينى
137
تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )
توابع و مضافات به تيول او ارزانى داشت و بعد از چند گاه پايهء قدر و منزلت او را به منصب اتابكى شاهزادهء عاليشأن رفيع مكان سلطان محمد خدابنده بلند ساخته همّت بر تربيت وى بگماشت و چون در آن اوان از طايفهء تكلو به نباهت شأن و علوّ مكانت و مكان مثل محمد خان ديگرى نبود ، جمعى از بزرگان [ 105 ] و اميرزادگان آن طايفه كه بعد از قتل چوهه سلطان مستأصل و پريشان در زاويهء ناكامى به سر مىبردند در اين وقت در ظلّ حمايت او درآمده آن جناب را جمعيّت تمام دست داد ، چنانچه محسود جميع امرا و اركان دولت شاهى شد و در آخر ايالت ولايت مملكت خراسان و حكومت دار السلطنت شهر هرات به آن جناب مفوّض گشت و سالها در آن ديار رفاهت آثار ، به عافيت و رفاهيّت اوقات گذرانيد ، چنانچه از حالات آينده به وضوح خواهد پيوست ، ان شاء اللّه تعالى . بالجمله ، محمد خان به موجب فرمان ، در ركاب ظفر انتساب شاهزادهء عالميان از راه يزد و طبس متوجّه ديار خراسان شده در ظاهر شهر طبس نزول نمود و طريق آمد و شد را بر سام ميرزا و تابعان مسدود گردانيد . ذكر توجّه عبيد خان به صوب خراسان و كشته شدن صوفيان خليفه و مسخّر شدن شهر هرات به دست اوزبكان و آمدن حضرت شاه خلافت پناه نوبت چهارم به دار الملك خراسان و هزيمت نمودن عبيد خان در زمانى كه سام ميرزا و آغزيوار خان به اختيار دست از ايالت شهر هرات بازداشته عازم قندهار شدند ، عبيد خان را باز سوداى فاسد و طمع خام بر آن داشت كه مملكت خراسان را مسخّر سازد و در همان سال از جيحون عبور نمود و تا ظاهر شهر هرات در هيچ مقام توقّف نكرد و بعد از وصول به آن ديار به طريق عادت دست به نهب و غارت دراز كرده يرتاولان به هر طرف روان گردانيد ، امّا صوفيان خليفه كه در آن وقت دارايى شهر و حصار هرات « 1 » تعلّق به دو داشت مرد شجاع [ و ]
--> ( 1 ) . ت : « هرات » ندارد .