خورشاه بن قباد الحسينى
111
تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )
نهب و غارت پاك برفتند . چون چوهه سلطان كه عمدهء آن جماعت بود كشته شده بود و حسين خان از آن معركه بيرون رفته ، امراى تكلو در فكر مآل افتاده صلاح در مراجعت ديدند . چون جميع طوايف مثل استاجلو و ذو القدرلو و افشار ، دشمن چوهه سلطان و طبقهء تكلو بودند ، در اين وقت از هر طرف در استيصال آن طايفه كوشش مىنمودند . بنابراين به اندك روزى پسران چوهه سلطان و امراى بزرگ كه از آن طايفه بودند از بيم اعداى وافر پرشوكت دست از هم داده اكثرى به طرف بغداد رفتند و به محمد خان شرف الدين اغلى كه از آن طايفه بود متوسّل شدند . چون اركان شوكت و استيلاى طايفهء تكلو درهم شكست ، امرا و اركان دولت از جميع طوايف صلاح در آن ديدند كه منصب امير الامرايى را به حسين خان تفويض « 1 » نمايند . مجموع متّفق شده صورت حال را معروض درگاه « 2 » شاهى گردانيده از براى حسين خان اسب و خلعت خاصّه با نشان امير الامرايى فرستادند و آن جناب را به اعزاز و احترام تمام آورده بر جاى چوهه سلطان نشانيدند . حسين خان چون بر مسند امير الامرايى مستقل گشت ، امير جعفر ساوجى و خواجه آروق كه يكى وكيل و يكى وزير چوهه سلطان بودند و قريب ده سال جميع مهمّات ملكى و مالى عراق و آذربايجان و فارس و خراسان به وقوف اين دو كس سامان مىپذيرفت و مال و اسباب فراوان در سر كار ايشان جمع شده بود بگرفت ، آنچه در ظاهر و نهان داشتند از ايشان بستدند و امير جعفر را بكشت و خواجه آروق در زير شكنجه و ايذا بمرد . جاى امير جعفر را به احمد بيك نورى كمال اصفهانى رجوع نمود ، امّا حضرت شاه خلافت پناه [ به سبب ] « 3 » قتل امير جعفر ساوجى از حسين خان به جان رنجيد و امر فرمود كه نعش سيّد مظلوم را به ارض مقدّس كربلا بردند . حسين خان نيز به طريق چوهه سلطان در صدد ترتيب و تقويت طايفهء خود شده خلاصهء ولايات را به اقطاع امراى شاملو مقرّر داشت و حضرت شاه خلافت پناه را در امر سلطنت چندان دخلى نمىداد . و از وقايع آن سال آنكه ، امير غياث منصور از منصب صدارت عزل شده به شيراز
--> ( 1 ) . ب : تعويض . ( 2 ) . ب : درگاهى . ( 3 ) . ب : ندارد .