خورشاه بن قباد الحسينى

109

تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )

خلافت پناه با سپاه نصرت دستگاه به عزم ييلاق گندمان كه واقع است در نواحى اصفهان روان شد و از آنجا باز مردم اعتبارى به طلب سام ميرزا و حسين خان فرستاده خاطر ايشان را به عهد و يمين مطمئن گردانيده از شيراز به ييلاق گندمان آوردند . بعد از وصول ايشان به نواحى اردوى همايون ، مجموع امرا و اركان دولت و اعيان حضرت به رسم استقبال قيام و اقدام نمودند . و چون سام ميرزا و حسين خان به تقبيل بساط جلادت مناط مشرّف گشتند ، حضرت شاه خلافت پناه دست سام ميرزا را گرفته ، برادران ماه سيما به درون سراپردهء سپهر اعتلا شدند و مدّت سه چهار روز سام ميرزا را بيرون نگذاشتند . چون با حسين خان عهد نموده بودند كه سام ميرزا [ را ] از وى جدا نسازند و همچنان به اتابكى او منسوب باشد ، در اين وقت حسين خان پريشان خاطر و آشفته ضمير گشته در قلق و اضطراب افتاد و همواره شرايط حزم و احتياط را مرعى مىداشت . گويند چوهه سلطان در خيال گرفتن و كشتن حسين خان بود و داعيه نموده بود كه در همان ايّام طرح ضيافتى افكند و در آن مجلس او را با تابعان بگيرد و حسين خان اين معنى را به فراست دريافته بود و پيوسته در انديشهء آن روز بود . از خواجه نور الدين محمد اصفهانى كه مستوفى [ حسين خان بود مسموع ] « 1 » شد كه يك روز قبل از آنكه مجلس ضيافت منعقد گردد ، چوهه سلطان ، امير جعفر ساوجى و خواجه آروق را به منزل حسين خان فرستاده او را خبر دادند كه فردا سلطان مىخواهد كه شما را ضيافت فرمايد ، بايد كه لحظه‌اى قدم رنجه نماييد « 2 » . حسين خان از روى اكراه « 3 » و اجبار قبول آن معنى نموده [ 83 ] مشار اليهما را بازگردانيد و در خلوتى كه در به روى غير بسته بود ، بعضى اقوام و اعيان سپاه خويش را بخواند و از ما فى الضمير چوهه سلطان شمّه‌اى به ايشان اظهار نمود . آن جماعت از استماع آن خبر به غايت متحيّر و مضطر شده گفتند حالا تدبير اين كار چيست . حسين خان گفت فرار از اين ورطه بر وجه اسلم اصلا ميسّر نيست ، زيرا كه همه زن و فرزند همراه داريم ، با اين همه كثرت بيرون رفتن متعذّر است و يك امروز ما را فرصت است ، زيرا كه فردا مجلس ضيافت ترتيب مىيابد و غرض از

--> ( 1 ) . ب : ندارد . ( 2 ) . ت : نمايند . ( 3 ) . ت : كره .