خورشاه بن قباد الحسينى

108

تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )

به سعادت و كامران متوجّه دار السلطنت هرات شده در باغ زاغان نزول اجلال فرمود و چون خاطر مبارك « 1 » حضرت شاه خلافت پناه از جانب سام ميرزا و حسين خان كه در شيراز بودند جمع نبود ، بنابراين در ولايت خراسان زياده توقّف نتوانست نمود ، لاجرم برادر اعيانى « 2 » خود ، ابو الفتح « 3 » بهرام ميرزا كه بر ساير برادران حضرت شاه خلافت پناه سمت رجحان داشت به ايالت شهر هرات نصب نموده غازى خان تكلو را به اتابكى او بگماشت و بعد از تنسيق مصالح رعايا و برايا در زمستان سنهء مذكور از راه بيابان طبس عازم دار العبادهء يزد شد و بعد از قطع مراحل يك هفته در يزد توقّف نمود ، از آنجا به عزم قشلاق به اصفهان رفتند . از واقعات آن سال آنكه ، سيّد نعمت اللّه حلّى بنا بر عدوات حضرت مجتهد الزمان شيخ على عبد العالى « 4 » از مسند صدارت عزل شده به طرف حلّه « 5 » رفت و آن منصب به وجود شريف امير غياث الدين منصور [ 82 ] كه از وفور اشتهار از تعريف و توصيف مستغنى است زيب و زينت پذيرفت و حضرت شيخ و مير در آن سفر ملازم ركاب ظفر انتساب بودند . ذكر كشته شدن چوهه سلطان به دست حسين خان در زمستان سنهء مذكور كه اردوى كيهان‌پوى در خطّهء اصفهان قشلاق فرموده بود ، جناب سام ميرزا و حسين خان در شيراز رحل اقامت افكنده بودند . در آن ايّام چند مرتبه مردم سخندان چرب زبان از پايهء سرير ثريّا مكان به طلب سام ميرزا و حسين خان به شيراز فرستادند ، چون حسين خان از جانب چوهه سلطان خايف و هراسان بود ، در توجّه به درگاه اعلى تأخير و تسويف مىنمود [ و ] « 6 » به معاذير نادلپذير تمسّك مىجست و چون قهرمان طبيعت قواى ناميه را به حركت درآورد و سلطان بهار با لشكر گل « 7 » و ازهار روى به بساتين جنّت‌آيين نهاد ، حضرت شاه

--> ( 1 ) . ت : مباك . ( 2 ) . ب : اعيان . ( 3 ) . ب : از الفتح . ( 4 ) . ت : عبد العال . ( 5 ) . حلّه : شهرى بود ميان كوفه و بغداد در ساحل رود هرات ( فرهنگ معين ) . ( 6 ) . ب : ندارد . ( 7 ) . ت : « گل » ندارد .