خورشاه بن قباد الحسينى

106

تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )

ولايات ماوراء النّهر فراهم آورده از آب آمويه « 1 » عبور نمود و تا ظاهر شهر هرات در هيچ مقام آرام نگرفت . بعد از وصول به حوالى هرات دست به نهب و غارت برآورده از شرايط بيدادى دقيقه‌اى نامرعى نگذاشت و طريق آمد و شد را بر ساكنان « 2 » شهر مسدود گردانيد . چون مردم هرات از رنج و تعب محاصره و دربندانى « 3 » زمان سابق آسوده نشده بودند و از آن پريشانى بالكليّه فارغ نگرديده ، لاجرم از ظهور محاصرهء لاحق به غايت متأثّر گشتند و مكرّر مسرعان به پايهء سرير ثريّا مكان فرستاده اظهار پريشانى احوال رعايا و لشكرى نمودند . چون زمام اختيار حضرت شاه خلافت پناه در آن زمان در كف اقتدار چوهه سلطان بود و آن جناب به رفتن خراسان و محاربهء اوزبكان اصلا مايل و راغب نبود ، بنابراين مهمّات آن مملكت را به عسى و لعل مىگذرانيد تا آنكه امراى اطراف و بعضى از اميران استاجلو كه در گيلان بودند بنابر خوفى كه از چوهه سلطان در خاطر داشتند به درگاه عالم پناه نمىآمدند ، ايشان را استمالت و دلجويى داده با خويش موافق گردانيد و بعد از آن به تهيّهء سفر خراسان مشغول گشت ، امّا رسولان و قاصدان سام ميرزا و حسين خان چون از درگاه پادشاه عالميان بىنيل مقصود مراجعت نمودند و از عدم توجّه چوهه سلطان به صوب خراسان ، سخنان به عرض رسانيدند ، حسين خان از ضبط و دارايى حصار هرات مأيوس شده دانست كه غرض چوهه سلطان جز اين نيست كه ايشان را به دست اوزبكان گرفتار سازد ، در فكر مآل افتاد ، صلاح حال در آن ديد كه با عبيد خان صلح كند به شرط آنكه از سر راه ايشان برخيزد تا اين جماعت شهر را خالى ساخته با اهل و عيال خود چند مرحله طىّ فرمايند . بعد از آن عبيد خان بازگشته هرات را متصرّف شود . حسين خان با حضرت سام ميرزا و اعيان سپاه مشورت نموده اين معنى را خاطرنشان نمود . مجموع بر اين امر متّفق شده ، كبر اسحق كه يكى از اعيان اهل هرات بود نزد عبيد فرستادند و از ما فى الضّمير خويش او را خبر دادند . عبيد كه سالها در آرزوى چنين روز بود فى الفور مبانى عهد و ميثاق را استحكام داده از ظاهر هرات كوچ نمود و چند منزل به عقب نشست . سام ميرزا و حسين خان با ساير لشكر

--> ( 1 ) . ت : « آمويه » ندارد . ( 2 ) . ب : ساكن . ( 3 ) . ب : بندانى .