خورشاه بن قباد الحسينى
103
تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )
شعر مه لواى تو با خيل خصم بداختر * همان كند كه كند با نجوم مهر سپهر چون خانان تركستان و ماوراء النّهر با خيل و حشم خويش شكسته و پريشان « كَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُسْتَنْفِرَةٌ » « 1 » « فَرَّتْ مِنْ قَسْوَرَةٍ » « 2 » به ماوراء النّهر گريختند ، منشيان بلاغت شعار كيفيّت اين فتح نامدار را ، كه تا انقراض عالم طغراى كارنامهء پادشاهان گردون اقتدار خواهد بود ، به قلم گهربار درآورده فتح نامجات به اطراف مملكت محروسه و نزد حكّام هر بلاد و ديار روان ساختند . و حضرت شاه خلافت پناه ايالت خراسان را بر قرار معهود به برادر خود سام ميرزا مقرّر داشته حسين خان را به اتابكى او تعيين فرمود و خود به سعادت و اقبال در همان سال به مملكت عراق معاودت نموده در خطّهء قم قشلاق فرمود . ذكر نهضت فرمودن حضرت [ 78 ] شاه عدالت نهاد به طرف بغداد و كشته شدن ذو الفقار سلطان و تسكين يافتن فتنه و فساد در سابق رقم زدهء كلك بيان گشت كه ذو الفقار سلطان مصلّو ، عمّ خود ابراهيم خان را كه والى بغداد بود به غدر « 3 » و مكر به قتل آورده بر عراق عرب مستولى شد « 4 » و نسبت به حضرت شاه خلافت پناه در مقام تمرّد و عناد درآمده با پادشاه روم دم از يك جهتى و و داد مىزد . چون اين معنى بر ضمير انور شاهى صورتپذير گشت ، در بهار سنهء خمس و ثلثين و تسعمايه [ 935 ] رايات نصرت آيات به طرف بغداد مستعلى شده آوازهء توجّه موكب همايون به اطراف و انحاى ممالك محروسه شيوع پذيرفت و امراى اطراف با سپاه آراسته از هر طرف « 5 » متوجّه پايهء سرير اعلى شدند . شعر به فرّخترين ساعتى شهريار * به عزم سفر شد برون زان ديار به آهنگ بغداد شد رهنورد * بلرزيد اين گنبد لاجورد
--> ( 1 ) . مدثر ( 74 ) ، آيه 50 . ( 2 ) . مدثر ( 74 ) ، آيه 51 . ( 3 ) . ت : عذر . ( 4 ) . ت : شده . ( 5 ) . ت : « از هر طرف » ندارد .