خورشاه بن قباد الحسينى

102

تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )

امداد نمايند . از طرف ديگر خانان ماوراء النّهر و تركستان قلب جناحين خويش را به وجود پادشاهزادگان و بهادران لشكر آراسته ساخته در برابر سپاه نصرت دستگاه صف آراى گشتند . از جمعى مردم اعتبارى كه در آن سفر ملازم ركاب ظفر انتساب شاهى بودند شنيده شد كه عدد سپاه حضرت شاه خلافت پناه در آن روز [ 77 ] از سى هزار زياده نبود و مخالفان بىقيل از صد هزار بيشتر بودند ، با وجود آن حضرت شاه خلافت پناه از كثرت اعدا و بسيارى ايشان انديشه ناكرده توكّل بر كرم كردگار نمود و از طرفين دليران مرد و پردلان معركهء نبرد به جوش و خروش درآمده زلزله در زمين و زمان افكندند . شعر برآمد خروش سپاه از دو روى * جهان شد پر از مردم جنگ‌جوى برآمد خروشيدن كرّه‌ناى * زمين و زمان اندر آمد ز جاى تو گفتى نه شب بود پيدا نه روز * نهان گشته خورشيد گيتىفروز فريقين آن روز از اوّل صباح تا نزديك غروب به محاربه و مضاربه اشتغال داشتند . بعضى از اميران حضرت شاه خلافت پناه از بسيارى مخالفان و ضرب تيرباران هراسان گشته روى از معركه برتافته بودند ، حتّى چوهه سلطان كه رتبهء امير الامرايى داشت ؛ ازبكان به تصوّر آنكه مگر صورت فتح و ظفر در آينهء مراد جلوه‌گر شده دست به نهب و غارت دراز كردند و هر كه را از آن قوم دون همّت تنگ‌نظر اسبى يا شترى به دست آمدى بىتوقّف راه ماوراء النّهر پيش گرفتى . بنابراين در اندك زمانى سنگ تفرقه در سلك جمعيّت آن گروه انبوه افتاده اكثرى متفرّق شدند . در آن اثنا حضرت شاه خلافت پناه با آنكه سن مباركش از شانزده تجاوز نكرده [ بود ] « 1 » فرصت را غنيمت دانسته با جمعى از قورچيان و نزديكان بر قشون عبيد خان كه مايهء آن شور و شرّ بود حمله برد و به منطوق « كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ » « 2 » بر آن طايفهء گمراه غالب آمده عبيد خان بعد از آنكه شمشيرى بر فرق « 3 » خورده بود به هزار حيله از آن معركه جان بيرون برد .

--> ( 1 ) . ب : ندارد . ( 2 ) . بقره ( 2 ) ، آيه 249 . ( 3 ) . ت : سر .