خورشاه بن قباد الحسينى
91
تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )
سپاه وجود مملكت از ضبط و نسق عارى مانده بود و هرج و مرج به حال ولايت راه يافته خصوصا مملكت خراسان كه از آمدن ازبكان و استيلاى ايشان در كمال پريشانى بود . شرح توجّه خانان ماوراء النّهر به صوب خراسان چنان است كه چون خبر فوت حضرت [ 68 ] شاه فردوس مكان در ديار ماوراء النّهر شايع گشت ، به اغواى عبيد خان كه مايهء شور و شرّ بود ، كوجم خان از سمرقند و سونجك خان و براق سلطان از الكاى خود به حركت درآمدند و جانى بك خان و قراگستن هر يك با سپاه فراوان به يك جاى جمع آمده به طمع ملكگيرى و كشورستانى عازم خراسان شدند . بعد از طىّ منازل به ظاهر شهر هرات نزول نموده دست به محاصره برآوردند و قريب دو ماه آن خطّه را در محاصره داشتند ، امّا درميش خان كه والى و نگاهبان هرات بود در استحكام برج و باروى حصار و استعداد آلات حرب و مردان كار به نوعى قيام و اقدام نموده بود كه كمند تدبير آن گروه پر مكر و تزوير اصلا به كنگرهء تسخير آن حصار نرسيد . در اكثر تواريخ مسطور است كه شهر هرات از بناهاى اسكندر فيلقوس است و در حصانت و متانت عديل و نظير ندارد . شعر اساسش چو بند « 1 » سكندر متين * فرو رفته تا پشت گاو زمين دو بارو به گردش كشيده چنان * كه هر يك ز البرز داده نشان دو خندق به غايت عميق و بسيط * به دورش چو بر دور گيتى محيط يكى كرده با بحر عمّان ستيز * يكى خالى از آب بر خاك ريز بسيط و عميق آن دو خندق چنان « 2 » * كه كرده وطنگاه ماهى در آن چون ازبكان دانستند كه دست تدبير ايشان به ديوار تسخير آن حصار نمىرسد ، از روى عجز و بيچارگى كوچ كرده از راهى كه آمده بودند بازگشتند و بعد از چندگاه
--> ( 1 ) . ت : سد . ( 2 ) . ت : بود عمق آن هر دو خندق چنان .