خورشاه بن قباد الحسينى

87

تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )

ذكر مخالفت امراى استاجلو با ديو سلطان روملو و رفتن ديو سلطان به طرف ييلاق فيروزكوه و باز معاودت نمودن به پايهء سرير گردون شكوه چون حضرت شاه خلافت پناه در صغر سن قدم بر مسند سلطنت نهاده بود به انتظام امور ملكى و مالى كمتر مىپرداخت ، ديو سلطان كه به حكم وصيّت حضرت شاه فردوس مكان رتبهء اتابكى و منصب امير الامرايى يافته بود ، دخل در امور سلطنت و ضبط مملكت مىنمود . امراى استاجلو مثل كپك سلطان كه برادر چايان سلطان بود و عبد اللّه خان كه پسر قراخان و خواهرزادهء حضرت شاه فردوس مكان بود و بدر خان و قليچ خان كه به مزيد [ 65 ] شوكت و كثرت قبايل و عشاير از ساير طوايف اتراك سمت تفرّد داشتند ، از غايت استنكاف و استكبار ، بزرگى ديو سلطان را قبول نكردند . ديو سلطان چون آن طايفه را در غايت استيلا و استعلا يافت ، صلاح در توقّف نديد . چون در آن اوان آوازهء ظهور ازبكان و توجّه ايشان به صوب خراسان بين الانام شايع شده بود « 1 » ديو سلطان به بهانهء آنكه امرا و سپاه كه در اطراف ممالك محروسه متفرّق و پريشانند جمع ساخته به ضبط و نسق مملكت خراسان مشغول گردد ، در اوّل بهار سنهء احدى و ثلثين و تسعمايه [ 931 ] از تبريز بيرون آمد و بعد از طىّ مسافت به ييلاق لار كه واقع است در نواحى فيروزكوه نزول نمود و رسولان به اطراف ولايات نزد حكام هر ديار و بلاد فرستاد و از استيلاى امراى استاجلو و زيادتى ايشان و ابا و امتناع نمودن از وصيّت حضرت شاه فردوس مكان همگنان را خبر داد و استدعاى معاونت نمود . امراى روملو و تكلو مثل اخى سلطان و برون سلطان « 2 » توشمال و چوهه سلطان در موضع لار به « 3 » ديو سلطان ملحق شدند و درميش خان كه حاكم هرات بود و زينل خان كه ايالت استرآباد داشت اگر چه به

--> ( 1 ) . ت : گرديده بود . ( 2 ) . ب و ت : بروم سلطان ؛ احسن التواريخ ، ص 251 ؛ عالم آراى عباسى ، ج 1 ، ص 111 ؛ جهان آرا ، ص 282 و جواهر الاخبار ، ص 58 : « برون سلطان » . ( 3 ) . ب : با .