حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2698
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
پارچههاى ابريشمى ايران را محترمات رومى خيلى استعمال ميكردند . پلين گويد ، كه قاليچههاى ايران از رنگهاى مختلف بقيمتهاى گزاف فروخته ميشد و زينت قصور رومى بود . در ميان مال التجاره ايران ، كه بروم ميرفته ، اسم صمغ و كتيرا و جگن معطّر نيز برده شده ( پلين ، تاريخ طبيعى ، كتاب 11 ، بند 23 - كتاب 8 ، بند 48 - كتاب 12 ، بند 9 ) . نانى از روم بايران وارد ميشد ، كه روميها آن را نان پارتى ميناميدند « 1 » ( پلين ، تاريخ طبيعى ، كتاب 18 ، بند 11 ) . اين نان خيلى سبك و متخلخل بود . در ميان امتعهء ديگر ، كه از روم بايران وارد ميشد ، فلزّات و چيزهائى ، كه در كارخانجات رومى درست ميكردند ، زياد بود . در باب صنعت پارتى چيز كمى ميتوان گفت و آن هم راجع بپارچههاى ابريشمى و قالى و قاليچه است ، كه بالاتر ذكر شد . از تجارت ايران با ممالك ديگر ( غير از روم ) اطلاعاتى از دوره پارتى نيست و نميدانيم چه بايران وارد و چه از آن صادر ميشده ، فقط در نوشتههاى چينى در يك مورد از روابطى ، كه با دولت اشكانى داشتهاند ، ذكرى شده و آن هم راجع به زمان مهرداد دوّم است . در اين زمان ( بين 120 و 88 ق . م ) در دفعهء اولى سفارتى بايران آمده و نيز در 97 م . كانيينگ « 2 » نامى از طرف سردار معروف چينى ( پانچااو ) به ايران و روم فرستاده شده . اين سفير از شهر صد دروازه و همدان تا بابل رفته و ميخواسته از خليجفارس تا خليج عقبه در درياى احمر از راه دريا برود ، ولى بعد منصرف شده ( گوتشميد ، تاريخ ايران الخ ، صفحه 138 - 148 ) . چنين به نظر ميآيد ، كه دولت پارتى وقت نخواسته چينىها راههاى دريائى را بدانند و بعد از چندى باز سفيرى آمده و مينويسد ( تاتسن ) يعنى روميها ميخواهند از راه ايران با چين تجارت نمايند ، ولى ( آنسيه ) يعنى پارتيها مانعاند و ميخواهند ، كه تجارت ابريشم چين توسط آنها بشود . بعد ديده مىشود ، كه بواسطهء اين ممانعت امپراطور روم ماركارل آنتوان در 166 م . مال التّجارهاى مثل استخوان فيل و لاكپشت
--> ( 1 ) - Panis - Parthicus . ( 2 ) - Kan - Ying .