حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2690
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
اين مذهب را هم شاهان اشكانى با نظر بد نمينگريستند و اشخاصى زياد در آديابن و خاراكس و جاهاى ديگر به اين مذهب درميآمدند . مذهب مسيحى هم همين حال را داشت و در ممالك تابعه دولت پارت انتشار مييافت ، بىاينكه كسى با آن ضدّيت كند . حتّى گويند ، كه در يكى از ممالك تابعه پارت دين مسيح مذهب رسمى گرديد . پادشاه خسرون مسيحى بود . در باب نامهء آبگار بمسيح ع بالاتر ذكرى شده و نيز معلوم است ، كه اين مذهب قبل از آخر قرن دوّم م . پيروان زياد در ادس پايتخت خسرون داشت و از ادس بممالك ديگر هم سرايت ميكرد ، چنان كه در ماد و پارس و حتّى باختر پيروانى مييافت ( باردسن ، كتاب 6 ، بند 10 ) ، ولى پيروان اين مذهب بقدرى زياد نبودند ، كه بتوانند باعث تغييراتى در دولت اشكانى گردند . مقصود ما اين است ، كه دولت پارت در امور مذهبى تبعهء خود دخالت نميكرد و آنها را باحوال روحى خودشان واگذارده بود . وقتى كه از مسكوكات اشكانى صحبت بود ، گفته شد ، كه بر سكّههاى آنها صورت يا علامت چند تن از آلههء يونانى نقش شده است ، در همانجا تذكّر داديم ، كه آلههء روى سكّههاى يونانى اينها هستند : زوس يا ژوپىتر - رب النوع بزرگ يونانيها و رومىها ، پالّاس - رب النوع جنگ ، نيكه - رب النوع فتح ، آرتميس - « 1 » رب النوع شكار ، اكويتاس « 2 » - ربّ النوع عدالت ، هراكل يا هركول - نيم رب النوع يونانى و رومى . از اينكه اشكانيان صورت يا علامت اين آلههء يونانى و رومى را بر سكّههايشان نقش كردهاند ، بايد استنباط كرد ، كه چون شهرهاى يونانى زياد در ايران بوده اشكانيان براى جذب قلوب تبعهء يونانيشان اين صور و علامات را بر سكّههايشان نقش كردهاند . اگر پرستشى براى اين آلههء يونانى ميداشتند ، لابدّ ميبايست آداب مذهبى يونانيها را هم رعايت كنند و حال آنكه خبرى در اين باب نيافتهايم . از تمامى چيزهائى ، كه گفته شد ، به اين نتيجه ميرسيم ، كه قوم پارتى مذهبى داشته
--> ( 1 ) - Artemis . ( 2 ) - Equitas .