حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2691

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

تركيبى ، ولى بمذهب زرتشتى خيلى نزديك ، زيرا اگر هم بمذهب قديمش علاقه‌مند بوده ، در آن مذهب مهرپرستى قوّت داشته و مهر ، چنان كه ميدانيم ، يكى از ايزدان مهمّ مذهب زرتشت است . اگر خانوادهء اشكانى به آلههء ديگرى هم غير از مهر معتقد بوده ، از كجا ، كه اين آلههء همان ايزدان مذهب زرتشت يا آلههء خانوادهء هخامنشى ، كه در كتيبه‌هاى تخت‌جمشيد بطور كلّى بلفظ « بغا اى بيش » ( يعنى با ساير خدايان ) ذكر مىشود ، نبوده‌اند ، بنابراين يگانه تفاوتى ، كه در ميان مذهب اشكانيان و پارتيها از يك‌طرف و مذهب زرتشت از طرف ديگر ديده مىشود ، پرستش اجداد است . امّا اينكه ضدّيت اشكانيان را با مغ‌ها يا سوختن ميّت را در آتش دليل برگشتن پارتيها از مذهب زرتشت ميدانند ، در اين باب از جهت كمى مدارك نميتوان صحيحا اظهار عقيده كرد . كم كردن نفوذ مغها از نظر سياسى بوده و روشن نيست ، كه نظر مذهبى در اين كار دخالت داشته . سوختن اموات در آتش از كجا ، كه تقليد پارتيها از مقدونيها و سلوكيها نباشد ؟ زيرا از نظاير ديگر ميدانيم ، كه پارتيها و اشكانيان به آسانى ترتيبات ساير ملل را ميپذيرفتند و نيز ميتوان گفت ، كه شايد از نفوذ هنود بوده و معتقدات هندى بايران سرايت كرده بود . راجع بمذهبى بودن شاهان اشكانى خبرى نرسيده است ، امّا در باب بلاش شاه اشكانى روايت پارسى گويد ، كه درصدد جمع‌آورى اوستا برآمد ، ولى معلوم نيست ، كه در اين كار موفّق شده باشد . روايت همان است ، كه در صفحه 1516 - 1517 ذكر شده و ماحصل آن اينكه در زمان اسكندر اوستا را سوزانيده بودند و بلاش شاه اشكانى ، اوّل كسى بود ، كه درصدد جمع كردن آن برآمد . ظنّ قوى اين است ، كه اين بلاش بلاش اوّل بوده ، زيرا اين نكته ، كه تيرداد برادر او در مسافرت خود بروم راه خشكى را اختيار كرد ، تا از ملوّث كردن آب در سفر دريائى ، احتراز جويد ، مىرساند ، كه خانواده بلاش اوّل مذهبى بوده . در باب مغها عقيده اين است ، كه شغل آنها منحصر بامور مذهبى نبود ، بلكه