حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2689
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
خوبى و بدى يا هرمز و اهريمن و محترم داشتن مغها ، نياز دادن به آنها ، تقديس آتش و مخصوصا رودها ( ژوستن ، كتاب 41 ، بند 3 ) و دفن نكردن ميّت ، تا آنكه طيور و وحوش آن را به درد ( همانجا ) . يك قسمت بزرگ مجلس مهستان از مغها تركيب مييافت و اختيارات مجلس مزبور در انتخاب شخصى بسلطنت و يا خلع او از سلطنت در موارد لزوم كم نبود ( سترابون ، كتاب 11 ، فصل 9 ، بند 9 ) ، ولى بايد گفت ، كه احترام اشكانيان به آتش هرمز و مراقبت بحفظ آن بمرور رو بضعف گذارده از ميان رفت ( موسىخورن ، تاريخ ارمنستان ، كتاب 2 ، بند 74 ) . اين كار از اشكانيان ارمنستان شروع گرديد و ظنّ قوى اين است ، كه اشكانيان پارتى با بىقيدى به اين كار مينگريستند ، زيرا پارتيها اجساد مردگان را ميسوزانند و ، حال آنكه در مذهب زرتشت آتش مقدّس است و مرده پليد ( هروديان ، كتاب 6 ، بند 30 ) . چنان كه از نوشتههاى آگاثياس ( كتاب 2 ، بند 26 ) مستفاد ميگردد ، مغها نفوذ خود را در دورهء اشكانيان بمرور فاقد شدند و از احتراماتشان خيلى كاست ، بنابراين پارتيها بمذهب قديمشان ، كه پرستش آفتاب و ماه و هيكلهاى اجدادشان بوده ، بيشتر علاقهمند بودند ، تا بمذهب زرتشت و مخصوصا هيكل اجدادشان را خيلى محترم ميداشتند . اين هيكلها گرانبهاترين اشياء خانههاى پارتى بود . پارتيها با اينكه خيلى بمذهب زرتشتى علاقهمند نبودند ، ممانعتى هم براى پرستش هرمز يا ترويج اين مذهب نميكردند ، چنان كه در پارس ، كه يكى از ممالك تابعه دولت پارت بود ، اين مذهب پيشرفتهاى عمده داشت و سلسله پادشاهان روحانى پارس ( آذربانان ) در امور مذهبى بكلّى مستقل بودند . همين رويه نسبت بشهرهاى يونانى ايران ديده مىشود ، زيرا يونانىها بمعتقدات مذهبى خود و آلههء المپ باقى بودند و كسى بانها مزاحمتى نميرسانيد ( يوليوس كاپى - تولينوس ، قيصر و روس ، بند 8 ) . چنين بود نيز احوال يهوديهاى بابل و نصيبين و جاهاى ديگر ، كه آزادى كامل در حفظ و حراست مذهب موسوى داشتند ( يوسف فلاويوس ، تاريخ يهود ، كتاب 18 ، فصل 9 ، بند 1 ) . اينكه سهل است ترويج