حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2487
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
كرده خود را به خاك روم برساند ( ديوكاسّيوس ، همان كتاب بند 31 ) . در اين وقت روميها هنوز آديابن و بين النهرين عليا را مانند ارمنستان داشتند ، ولى در سال 117 م . تراژان درگذشت و بجاى او هادريان امپراطور گرديد . چون وقايع مذكور در وى اثرى غريب كرده بود ، به اين عقيده شد ، كه سفر جنگى تراژان كارى بيهوده بوده و روم نبايد در خيال بسط حدود شرقى خود باشد ( اين همان نظر اكتاويوس اگوست بود ، كه بالاتر ذكر شده ) . معلوم است ، كه با اين نظر سياست روم در مشرق تغيير ميكرد و دولت مزبور ميبايست باز بسياست مدارا و مماشات با دولت پارت برگردد . چنين هم شد : هادريان تمامى ايالات پارتى را بدولت پارت پس داد و قشون رومى اين ايالات را تخليه كرد . در اين باب اطّلاعاتى ، كه داريم چنين است : 1 - آسور قديم يا آديابن اين زمان را پارتيها اشغال كردند ، 2 - تمامى بين النّهرين عليا نيز بپارت برگشت ، 3 - پارثاماسپات پادشاه ارمنستان شد و اين مملكت باز به حال سابق خود ، يعنى دارا بودن پادشاهى ، كه از خانواده اشكانى باشد و دولت روم او را نصب كند ، برگشت ، 4 - در باب خسرون بعض نويسندگان قديم گويند ، كه مانند ارمنستان گرديد ، ولى از سكههائى ، كه بدست آمده ، معلوم است ، كه مانند بين النهرين عليا بپارت تعلّق يافته . بنابراين از بهرهمنديهاى تراژان ، در به دو قشونكشى او ، چيزى براى روميها نماند و تمامى ايالاتى ، كه روميها از پارتيها گرفته بودند ، بدولت پارت برگشت ( ديوكاسّيوس ، كتاب 68 ، بند 33 ) . باوجود اين قشونكشى تراژان بمشرق دو نتيجه براى آنها داشت : يكى آنكه ارمنستان ، كه با تعيين اكسدارس بسلطنت از طرف دربار اشكانى ، بكلّى از تحت نفوذ روميها خارج شده بود ، باز بوضعى ، كه بموجب قرارداد بلاش اوّل با نرون مقرّر بود ، برگشت و ديگر اينكه روميها دريافتند ، كه دولت پارت دولت سابق نيست و ضعيف گشته . اين سياست هادريان و كنار آمدن او با پارتيها باعث صلح ممتدّى بين دو دولت مزبور شد ، ولى ، چون خسرو گذشتهاى هادريان را از شكست تراژان ميدانست ، خود را رهين روميها