حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2486
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
اختيار كرد . جهت آن را از اينجا بايد دانست ، كه شهر الحضر بر روميها شوريده بود و تراژان ميخواست اهالى شهر را تنبيه كند و ذخاير معبد الحضر را ، كه خيلى شهرت داشت ، بدست آرد . الحضر شهر بزرگى نبود ، ولى داراى قلاعى محكم بود و اهالى از اين قلاع استفاده كرده در مقابل روميها سخت پا فشردند . در باب اهالى بايد گفت ، كه عرب بودند ، مهاجرت اعراب بدينجا از ازمنه پيش شروع شده بود و دائما بر عدّه مهاجرين ميافزود ( ديوكاسّيوس ، همان كتاب ، بند 31 ) . اين شهر از توابع دولت پارت بشمار ميرفت ، ولى از گفتههاى هروديان ( كتاب 3 ، بند 1 ) چنين استنباط مىشود ، كه پادشاهى از خود داشته . تراژان به طرف الحضر رفت و مردم دروازههاى شهر را به روى او بستند . محاصره شروع گرديد و روميها قسمتى از ديوار قلعه را خراب كردند ، ولى بواسطه فعّاليّت و جدّ اهالى نتوانستند داخل شهر شوند . خود تراژان باينجا آمد و بر او و همراهانش باران تير بباريدند . قشون رومى در اين وقت گرفتار محن و مصائب زياد گرديد : گرماى فوقالعاده ، فقدان آذوقه و عليق ، انبوه مگس ، كه در سر هر لقمهء خوردنى و هر جرعهء آشاميدنى با سربازان در منازعه بودند ، رعدهاى شديد و بادهاى سخت ، همه اين بليّات دست بهم داده تراژان را عاجز كرد و او مجبور گرديد دست از اين قلعه باز داشته و زود عقب نشسته خود و قشونش را از اين تهلكه نجات دهد . او چنين كرد و پس از آن در موقع عقب نشينى عدّه زيادى از روميها تلف شدند و معلوم گرديد ، كه شهر كوچك الحضر از جهت پافشارى و جدّ اهاليش فاتح امپراطور روم است و نخوت و باد و بروت تراژان را ، كه ميخواست اسكندر ثانى گردد ، فرونشانده . اين واقعه مهمّ و عجيب ، كه نتايج فتوحات تراژان را نيست و نابود ساخت ، در آخر سال 116 م . رويداد . در بهار سال ديگر خسرو همين كه شنيد ، كه تراژان با عجله عقب نشسته ، وارد تيسفون شده بين النهرين جنوبى و شوش را باطاعت درآورد و پارثاماسپات ، پادشاه دستنشانده رومى ، در اينحال چاره را در اين ديد ، كه فرار