حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2472
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
چنين بود احوال دولت پارت ، در اين زمان ، كه تراژان عازم جهانگيرى در مشرق گرديد . بر اين جهت اصلى نقشهء تراژان بايد بعض جهات ديگر را هم افزود . دين مسيح در مشرق انتشار مييافت و مخالفت و بل ضدّيتى بين پيروان مذهب قديم و دين عيسوى حاصل ميشد . يهوديها مخصوصا عامل اين نفاق و اختلاف بودند ، زيرا در تحت فشار مسيحيّون مجبور بودند بشهرهاى ديگر مشرق مهاجرت كنند و بين اهالى نفاق دورنگى اندازند . اگرچه مورد اين مطلب در اينجا نيست ، ولى اجمالا ناگزيريم به اين نكته اشاره كنيم ، كه مذهب در مشرق قديم ، چنان كه از تاريخ آن ديده مىشود ، اهميّتى داشته وراى اهميّت آن در مغرب زمين . در تمدّن يونانى ، كه پايهء تمدّن مغرب زمين بر آن است ، منافع و مصالح شهر يا وطن « 1 » بر همه چيز برترى داشت و آزادى شخصى تا جائى قابل تحمّل بود ، كه مخلّ مصالح شهر نبود . در مشرق قديم ، به عكس مذهب است ، كه بر همه چيز استيلاء دارد و هر نظر ديگر تابع آن است . دولتهاى يونانى حكومتشان را از مردم ميدانند و سعى ميكنند ، كه افكار عامّه را در دست داشته باشند ، دولتهاى شرقى حكومتشان از خدا است ، آنها ارادهء خدايان را مجرى ميدارند . تاريخ سومر و اكّد و بابل و مصر و آسور اين اصل را به خوبى ثابت مىكند . حكومت در يونان كمابيشى دموكراسى است « 2 » يعنى حكومت حكومت مردم است ، ولى در مشرق قديم تئوكراسى است « 3 » ، حكومت حكومت اشخاصى است ، كه از طرف خدايند . چون در اين اوان ، كه صحبت از وقايع آن موضوع اين مبحث است ، تمدّن مشرق قديم ، باوجود پديدآمدن اسكندر و انتشار تمدّن يونانى ، از ميان نرفته بود ، يعنى يونانيها و سلوكيها و بطالسه نتوانسته بودند ريشه تمدّن يونانى را در مشرق بعمق بدوانند و تمدّن يونانى در مشرق بالاخره سطحى بود ، ميتوان گفت ، كه تمدّن مشرق قديم در اين زمان هنوز بر افكار و عقايد مردمان آن غلبه داشت و اين تمدّن جهت جامعه اهالى بشمار ميرفت ، ولى از زمان انتشار دين مسيح اختلاف در معتقدات
--> ( 1 ) - Polio - cite . ( 2 ) - Democratie ( حكومت ملى ) . ( 3 ) - Theocratie .