حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2449

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

ماندند ، زيرا نظر آنها با بودن تيرداد بر تخت ارمنستان كاملا رعايت ميشد و چيزى را ، كه ميخواستند مييافتند . از طرف ديگر كربولو هم راضى بود ، زيرا مذاكرات در خاك ارمنستان به عمل ميآمد و او قواى دست‌نخورده‌اى داشت و حتّى ناحيه‌اى را از ارمنستان اشغال كرده بود . بنابراين او به اين عقيده بود ، كه صلح را با شمشير بروميها تحميل نكرده‌اند ، بل پس از مذاكرات از نظر انصاف پذيرفته شده است . در نتيجه قرارداد ، فورا مراسم عملى شدن آن به عمل آمد ، توضيح آنكه تيرداد علائم سلطنت را بپاى مجسّمه نرون نهاد و كربولو از او قول گرفت ، كه بروم رفته تاج را از دست نرون دريافت كند و براى اطمينان اجراى اين قول يكى از دخترانش را به سمت گروكان به كربولو بدهد . از طرف ديگر خودش هم قول داد ، كه تيرداد در مدّت مسافرت بروم و توقّف در آن شهر و مراجعت از روم بايران مورد توقير و احترامات زياد و در كمال آسايش خواهد بود . بلاش از بابت اين مسافرت نگرانى داشت ، زيرا ميترسيد ، كه رفتار قيصر و روميها با تيرداد طورى باشد ، كه بخانوادهء اشكانى بر بخورد ، ولى كربولو به او اطمينان داد ، كه چون نظر روميها بر اين است ، كه حقّشان در ارمنستان محفوظ بماند بماهيّت مسئله اهميّت ميدهند ، نه باينكه مايل باشند خودنمائى كنند يا اقتدارشان را نشان دهند . بنابراين كارى نخواهند كرد ، كه باشكانيان بربخورد ( تاسىتوس ، سالنامه‌ها ، كتاب 25 ، بند 27 و 28 و 29 - 31 ) . اين قرارداد در تابستان سال 63 م . انعقاد يافت . رفتن تيرداد بروم تيرداد در رفتن بروم بيش از دو سال تعلّل كرد ، زيرا قرارداد ، چنان كه بالاتر گفته شد ، در تابستان سال 63 م . بسته شد و تيرداد در بهار 66 بروم وارد گرديد ( راولين‌سن ، ششمين دولت مشرق ، صفحه 281 - عالم مذكور بعقيده كلين‌تون « 1 » استناد كرده ) ، جهت تعلّل معلوم نيست ، ولى چيزى كه بحقيقت نزديكتر به نظر ميآيد ، اين است ، كه تيرداد

--> ( 1 ) - Clinton